ميرزا حسن حسينى فسايى

749

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

ميرزا محمد حسين وكيل كه از حكومت فسا و داراب معزول بود از شيراز فرار نموده ، در نواحى قير و كارزين به ايلخانى رسيده ، عازم كرمان گرديد ، پس ايلخانى و ايل‌بيگى در بلوك فسا ، ايلات را دو نيمه نموده ، بعضى از راه تنگ كرم و رونيز به جانب سيرجان رفتند و نيمهء ديگر از راه ششده و سه چاه و نواحى داراب و فرگ و طارم باز به جانب سيرجان كرمان رفته ، باز به يكديگر رسيده ، در نواحى كرمان پراكنده شدند و نواب سيف الملوك ميرزا پسر نواب على شاه ظل - السلطان داماد حضرت وليعهد عباس ميرزا ، والى كرمان مقدم آنها را گرامى داشته در سردسيرات و گرمسيرات كرمان ، ييلاق و قشلاقى كه گنجايش صد هزار خانوار ايلات فارس را دهد ، معين نمود و محمد على خان ايلخانى و ميرزا محمد حسين وكيل و ميرزا قاسم خان خلج داماد ايلخانى را به شهر كرمان دعوت نموده ، نهايت احترام را به عمل آورد و بعد از مشاورت قرار دادند « 1 » كه ميرزا محمد حسين وكيل و ميرزا قاسم خان خلج از راه يزد و طبس به خراسان روند و آنچه را حضرت وليعهد دستور العمل دهد ، معمول دارند و روز ديگر اين دو نفر روانه مقصد شدند و نواب فرمانفرما در ماه شوال اين سال احمد خان بستكى را از حكومت لارستان و نواب امام قلى ميرزا - غضنفر « 2 » الدوله را از ايالت نواحى سبعه معزول داشته ، باز نصير خان لارى را بيگلربيگى لارستان و سبعه فرمود . و بعد از ايام عاشوراء محرم سال 1248 نواب فرمانفرما ، شهر شيراز را به رضا قلى ميرزا - نايب الاياله سپرد و آقا بابا خان سردار را مأمور خدمتش فرمود و شيخ عبد الرسول خان را كه چندى در شيراز توقف داشت ، خلعت داده ، روانه بوشهرش نمود و براى بازآوردن ايلات فارس را از كرمان ، پانزده هزار نفر تفنگچى بلوكات و هشت ارابه توپ با فرزندان و برادرزادگان و جناب شيخ محمد امين شيخ الاسلام فارس و قوام الملك و مشير الملك و آقا ميرزا محمد فسائى برادر كهتر ميرزا محمد حسين وكيل ، از شيراز حركت فرمود و چون به سروستان چهارده فرسخ ميانهء جنوب و مشرق شيراز رسيدند ، نواب فرمانفرما ، جناب شيخ الاسلام و قوام الملك را براى استمالت ايلخانى و بزرگان ديگر از راه رونيز و نيريز و سيرجان روانه كرمان داشت و خود تشريف‌فرماى قصبهء فسا گرديده ، چند روزى مهمان نواب ميرزا ابو الحسن خان ، داماد خود گشت ، پس از راه نوبندگان « 3 » و سه‌چاه « 4 » ، وارد صحراى داراب گرديد و نزديك به چهل روز در نواحى فسا و داراب به عيش و عشرت گذرانيد و همه‌روزه در انتظار مراجعت جناب شيخ الاسلام و قوام الملك بود ، پس از داراب از راه نيريز و بوانات به جانب شهر بابك كرمان كه در تيول نواب متعاليه خواهر اعيانى خود بود شتافت و بعد از ورود توقف فرمود كه خبر كشته شدن شيخ عبد الرسول خان رسيد و كيفيت آن بر اين وجه است كه بعد از رفتن شيخ عبد الرسول خان از شيراز به جانب بندر بوشهر چون وارد قريهء دالكى دشتستان شد خوانين دشتستانى مانند حاجى محمد خان برازجانى و محمد - امين خان شبانكاره‌اى و محمد على خان و باقر خان پسران احمد شاه خان تنگستانى كه هريك مطالبه خون قبيلهء خود را از شيخ عبد الرسول خان داشتند ، اطراف منزل شيخ را گرفتند و تمامت

--> ( 1 ) . در متن : ( داند ) . ( 2 ) . در متن : ( غظنفر ) . ( 3 ) . از دهات بلوك فسا . ( 4 ) . از دهات شيب كوه لارستان .