ميرزا حسن حسينى فسايى

738

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

چون نايب مزبور وارد تفليس گرديد ، بىتقصيرى امناى دولت ايران را و ستيزه‌كارىهاى گربايدوف را برشمرد و بسقاويچ چون حقيقت حال را بدانست ، نايب مشار اليه را بيدرنگ روانه پطرزپورغ داشته ، عريضه مشتمل بر واقع ، خدمت حضرت ايمپراطور نگاشته از جانب امناى دولت ايران عذرهاى موجه خواست و عريضه خدمت حضرت نايب السلطنه فرستاد كه هنوز تا اين هنگامه گرم است ، سفيرى دانا از جانب كارگزاران دولت عليه ايران خدمت حضرت ايمپراطور روانه داريد و معذرت اين واقعه را بخواهيد و يك نفر از ملاهائى كه دخيل در اين كار بوده ، از حدود مملكت به بلاد خارجه روانه داريد و خاطر خطير ايمپراطور را راضى نمائيد و نواب نايب السلطنه همان عريضه را ايفاد حضور مهر ظهور نمود . و عيد نوروز در سنه اودئيل ، در شب پانزدهم ماه مبارك رمضان اين سال : ( 1244 ) « 1 » اتفاق افتاد و چون اعليحضرت شاهنشاه صاحبقران از لوازم شيلان نوروزى فراغت يافت ، عريضه از نواب نايب السلطنه دررسيد كه بعد از ورود نايب گربايدوف به دار الملك پطرزپورغ و اطلاع حضرت ايمپراطور بر حقيقت واقعه ، شرحى به بسقاويچ نگاشته است كه يك نفر شاهزاده از پسرهاى حضرت وليعهد نايب السلطنه عباس ميرزا براى عذرخواهى بايد به پطرزپورغ آمده ، رشته دوستى دو دولت خداداد را استوار داشته ، به احترام تمام عود نمايد و به مصلحت وقت ، خسرو ميرزا « 2 » را نامزد اين كار نموده ، او را به مصاحبت محمد خان زنگنه امير نظام كه مردى داناست ، روانه نمودم و اعليحضرت سلطان صاحبقران ، نايب السلطنه را مورد تحسين فرمود ، صدهزار تومان وجه نقد براى تدارك مسافرت خسرو ميرزا به صحابت ميرزا نبى خان قزوينى وزير نواب على نقى ميرزا والى قزوين ايفاد فرمود و پيش از رسيدن اين صد هزار تومان ، نواب نايب السلطنه پسر نيك‌اختر خود شاهزاده خسرو ميرزا را روانه پطرزپورغ داشته بود و در همه‌جا باحترام تمام عبور نموده تا نزديك شهر پطرزپورغ رسيد و تمامت سرداران سپاه و اعيان مملكت او را استقبال نموده ، هرچه را در روز ورود ايمپراطور معمول مىداشتند بجاى آوردند « 3 » ، هر روز و شبه حضرت ايمپراطور به منزل نواب خسرو ميرزا آمده ، چاشت و شام را صرف مىنمود و از فرط آداب و رسوم‌دانى در هيچ وقت سخنى از قتل گربايدوف نگفتى و محمد خان امير نظام زنگنه را زايد از اندازه محترم داشتى و چنان كه نگاشته شد مال المصالحه با روسيان را ده كرور زر مسكوك قرار دادند و هشت كرور آن را تسليم نمودند و دو كرور باقى مانده را اعليحضرت ايمپراطور يك كرور آن را به پاى رنج شاهزاده خسرو ميرزا بخشيد « 4 » و پنج سال بر زمان اداى يك كرور ديگر افزود و شاهزاده و محمد خان را با نيل مقصود روانه تبريز نمود و جناب ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله اصفهانى « 5 » كه نزديك به سى سال در خدمت اعليحضرت شاهنشاه فتح على شاه قاجار

--> ( 1 ) . برابر با 21 مارس 1829 : ( در ساعت هشت و بيست و پنج دقيقه از شب پانزدهم رمضان ) ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 30 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 712 ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 31 . ميرزا مصطفى افشار شرح اين سفر را به پطرزبورغ به رشته تحرير كشيده كه تحت عنوان سفرنامه خسرو ميرزا ، به كوشش محمد گلبن در سال 1349 در تهران بوسيله كتابخانه مستوفى چاپ شده است . اين سفر دو ماه و پانزده روز به طول انجاميد و ميرزا مصطفى افشار خود جزو هيئت اعزامى بود . ( 3 ) . ر ك : سفرنامه خسرو ميرزا ، ص 208 ، مربوط به تشريفات براى سلام عام شاهزاده در پطرزبورغ . ( 4 ) . ر ك : تاريخ نو ، جهانگير ميرزا ، ص 128 ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 37 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 716 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 714 .