ميرزا حسن حسينى فسايى

735

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

روانه درگاه شاهنشاه شدند و بعد از ورود مال المصالحه را بر ده كرور زر مسكوك مقرر نمودند و جناب حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى وزير دول خارجه مأمور به دهخوارقان گشته ، قواعد مصالحه را مستحكم دارد و جماعتى از ياوه‌بافان بيمعنى شهرت انداختند كه اعليحضرت شاهنشاه صاحبقران ، ولايتعهد را از نواب نايب السلطنه برداشته ، بر دوش نواب حسن على ميرزا شجاع السلطنه گذاشته است « 1 » و چون اين اراجيف را بسقاويچ شنيد وقعى به حاجى ميرزا ابو الحسن خان وزير دول خارجه نگذاشت كه بايد تأمل نمائيم تا امر ولايتعهد استوار گردد و در بين سفير كبير دولت بهيه انگليس « 2 » كه مردى عارف و دانا [ بود و ] در تبريز توقف داشت به دهخوارقان رفته ، بسقاويچ را نصيحت نموده كه مگر عهدنامهء پادشاهان فرنگستان را فراموش داشته‌اى كه اگر سلطانى از حد ولايت خود بگذرد ، تمامت سلاطين ديگر اتفاق كرده ، او را به جاى خود نشانند و اكنون اگر سپاه روس ، دست از آذربايجان نكشد بر دولت انگليس واجب است كه با دولتهاى ديگر اتفاق كرده ، دولت روس را از پاى درآورند چنان كه اين معامله را با حضرت ناپليون ايمپراطور فرانسه نمودند « 3 » و سفير دولت انگليس به اين مكالمه بسقاويچ را فرود آورد ، پس راه طهران را برداشته ، به پايهء سرير اعلى رسيد و به عرض رسانيد كه بسيار وقت در فرنگستان و روم مملكتى ناگهان در دست دشمن مىافتد و به مصلحت وقت بيست كرور سى كرور زر داده ، استرداد ملك نموده‌اند و اين عمل را ننگ ندانند بلكه مايه مفاخرت است و اگر بر كارگزاران ايران سخت باشد شهريار تاجدار اذن دهد تا دولت انگليس اين قدر زر را از خود داده ، آتش فتنه را بخوابانند « 4 » و اعليحضرت صاحبقران را راضى به مصالحه نمود و به جانب آذربايجان شتافت و حضرت نايب السلطنه ، تشريف‌فرماى قريه تركمان‌چاى از توابع تبريز گرديد و سفير انگليس هم حاضر آمد و بسقاويچ و جناب آصف الدوله هم از شهر تبريز دررسيدند و منوچهر خان ايچ‌آقاسى « 5 » با معادل هشت كرور زر مسكوك مال المصالحه از طهران حركت نمود و حاجى ميرزا ابو الحسن خان وزير دول خارجه هم از زنجان به مصاحبت منوچهر خان راه قريه تركمان‌چاى را برگرفت و نواب نايب السلطنه و بسقاويچ هريك وكالت‌نامه خود را به ديگرى سپردند . و در شب پنجم ماه شعبان اين سال : [ 1243 ] « 6 » عهدنامه محبت ختامه « 7 » را نگاشتند و به مهر حضرت نايب السلطنه و حاجى ميرزا ابو الحسن خان وزير دول خارجه رسانيده به بسقاويچ سپردند و نوشته ديگرى مطابق آن نگار داده ، بسقاويچ مهر نموده ، خدمت حضرت نايب السلطنه سپردند ، پس بسقاويچ به صوب تبريز رفت و سپاه خود را از شهر تبريز كوچ داده

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 686 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 385 . ( 2 ) . ( سرجان مك دونالد ) روضة الصفا ، ج 9 ، ص 684 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 386 . ( 3 ) . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 684 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 386 . ( 4 ) . اين تعارف غيرمعمول سفير انگليس را در ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 386 ، و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 685 ، ضبط كرده‌اند كه مطمئنا از دست و دل‌بازى ! ! انگليسيان خبر مىدهد . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 386 . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 685 : ( منوچهر خان گرجى ايج‌آقاسى ) . ( 6 ) . برابر با 21 فوريه 1828 . ( 7 ) . اين معاهده بسيار بدتر از معاهده گلستان بود . ر ك : صدر التواريخ ، ص 121 .