ميرزا حسن حسينى فسايى

730

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

چندين فوج مجاهد و توپخانه به اطراف بلاد قراباغ و گنجه و شيروانات فرستاد و زمانى نگذشته كه از هر جانبى اخبار فتح لشكر مسلمانان مىرسيد . و در روز يازدهم ماه محرم سال 1242 « 1 » حضرت نايب السلطنه معادل هزار تن اسير و پانصد نيزه‌سر « 2 » كه از سپاه روسيه گرفته ، روانه داشته بود ، در خارج شهر اردبيل از نظر پادشاه صاحبقران گذرانيدند و هر روزه چندين نيزه‌سر و چندين نفر اسير روسى از جانب امراى مأموره ، وارد لشكرگاه شاهنشاهى مىنمودند و موكب همايون روز بيست و يكم اين ماه « 3 » به عزم قلعه شوشى از خارج اردبيل ، نهضت فرمود و روز بيست و چهارم اين ماه « 4 » در كنار رود طويله شامى فرود آمد و جناب آصف الدوله را با بيست هزار نفر سپاه و ده ارابه توپ فرمان داد كه به ركاب نواب نايب السلطنه پيوسته ، در فتح قلعه شوشى بكوشند و روز دهم ماه صفر اين سال : [ 1242 ] « 5 » در خارج قلعه شوشى به او پيوست و مقتدايان دين مبين در همه‌جا مردم را به جهاد با روسيه تحريض مىنمودند و رفته‌رفته بلادى را كه جماعت روسيه در مدت چهارده سال از خاك ايران تصرف نموده [ بودند ] به دلاورى سپاه و تحريض مجتهدين دين‌پناه ، ضميمه ممالك محروسه نمودند . و در اين ايام سفير كبير دولت بهيه انگليس « 6 » وارد اردوى اعلى گرديد و جماعتى از امرا او را پذيرائى نمودند و در منزلى مناسب او را فرود آوردند و چنان كه نگاشته آمد ، حضرت نايب السلطنه به استظهار علماى اعلام ، قلعه شوشى را در محاصره انداخت و اهالى قلعه از در استيمان درآمدند و به مدارا چند روزى را به مسامحه‌كارى گذرانيدند و نواب معزى اليه ، وليعهد ثانى نواب محمد ميرزا را با لشكر خواجه‌وند « 7 » و عبد الملكى براى حراست قلعه گنجه كه در تصرف لشكر ظفراثر آمده بود ، روانه فرمود و خود به موافقت مجتهدين عظام و جناب آصف الدوله براى تصرف قلعه شوشى توقف نمود و از آن جانب مددوف « 8 » ، نام سردار سپاه روس با چندين فوج از لشكر روسيه به عزم تسخير قلعه گنجه روانه گرديد و امير خان قاجار « 9 » سردار خالوى نواب نايب السلطنه ، جلادت نموده ، قلعه گنجه را به نظر على خان مرندى « 10 » سپرد و خود در

--> ( 1 ) . برابر با 15 اوت 1826 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 649 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 363 . ( 3 ) . برابر با 25 اوت 1826 . ( 4 ) . برابر با 28 اوت 1826 . ( 5 ) . برابر با 13 سپتامبر 1826 . ( 6 ) . او سرجان مك دونالد كينر بود : Sir John Macdonnald Kinneir ( متولد 1782 ، متوفى 1830 ) . او داراى موقعيتى نظامى در هند بود و سپس به هيئت سرجان‌ملكم پيوست و به همراه او به ايران آمد . ( 9 - 1808 ) ترجمه انگليسى ، ح 318 ، و ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 364 . ( 7 ) . احتمالا از ايلات كرد مقيم كرمانشاهان كه از طايفه لك بوده‌اند . ( ترجمه انگليسى ، ح 319 ، ص 178 ) . ( 8 ) . نام درست او : Valerian Grigorievich Madatov ( متولد 1782 مرگ 1829 ) ( ح 321 ، ترجمهء انگليسى ، ص 178 ) . و ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 651 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 364 . در روضة الصفا ، او ( از تبار نيارال روسيه و با جلادت و تهور ) توصيف شده است ج 9 ، ص 652 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 652 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 365 ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص 18 ، او را فرزند فتح على خان قاجار مىداند . ( 10 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 652 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 365 ، حقايق الاخبار ناصرى ، ص 18 .