ميرزا حسن حسينى فسايى

724

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

عظمى ملقب نگرديد و تا آخر عمر او را امين الدوله گفتند و حضرت اعلى پس از وقوع وفات صدر براى رفع ملال به زيارت حضرت معصومه به صوب قم شتافت و بعد از مراجعت به شوق زيارت خانه خدا و ضريح خاتم انبياء ( ص ) دوهزار تومان زر نقد از وجه حلال ، امدادى دولت بهيه انگليس به حاجى عبد اللّه اصفهانى خواجه‌سرا و حاجى على محمد كاشانى پارسا ، عنايت نمود و براى آنكه آن اعليحضرت را سفر حج بيت اللّه ميسر نبود ، آن دو نفر را نايب خود نموده ، روانه فرمود و غزلى كه مطلعش ، زاده طبع مبارك شاهنشاهى بود و تتمهء آن از كلك درر سلك جناب ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى ، جارى گشته بود ، بر سنگ مرمرى نقش كرده به مصحوب حاجى عبد اللّه ايفاد نمود و غزل اين است : محرمى بايد كه پيغامى برد * نزد جانان ، نام گمنامى برد بندد احرامى نخست از احترام * در حريمى ره به احرامى برد با تن و جان و دلى لبيك‌گوى * پى به درگاه دلارامى برد بار چون يابد « 1 » در آن دلكش حرم * قصه‌اى از بىسرانجامى برد دل كند قربانى خدام دوست * پيش خاصان هديه از عامى برد نيست عارى گر ز ما ذكرى كند * نيست ننگى گر ز ما نامى برد مطلب « خاقان » بگويد پيش دوست * پخته‌اى را عرضه از خامى برد و در اواسط ماه جمادى دويم اين سال : [ 1239 ] نجيب افندى « 2 » نامى از اعاظم دولت عليه روم به سفارت اين دولت قوىشوكت ، به احترام تمام وارد طهران گرديد و در خانه جناب امين الدوله فرود آمد و روز ديگر به حضور مبارك رسيد و نامه محبت ختامه اعليحضرت سلطان محمود خان « 3 » قيصر روم را با ادبى تمام رسانيده ، مورد عنايت گرديد و در چندين مجلس براى اتمام مصالحه با جناب ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام گفتگو نمود و در آخر صورت مصالحه‌نامه را كه مقرون به صلاح دو دولت جاويدعدت بود نگاشتند و به مهر شاهنشاهى زينت دادند و به دست قاسم خان سرهنگ « 4 » فوج خاصه تبريزى سفير كبير اسلامبول سپردند و به مرافقت نجيب - افندى مزبور ، روانهء ممالك روم گرديد كه بعد از ورود نسخه‌اى مطابق اين عهدنامه در اسلامبول نگاشته ، به مهر اعليحضرت قيصر روم رسانيده ، مراجعت دهد و بعد از مدتى قاسم خان مزبور با نيل مقصود ، عود به طهران نمود و صورت آن عهدنامه را در تواريخ قاجاريه ثبت و ضبط نموده‌اند « 5 » ، و عيد نوروز سنه پيچىئيل در شب نوزدهم ماه رجب اين سال : [ 1239 ] « 6 » واقع گرديد و در ماه شوال اين سال زلزلهء شديدى در قصبهء كازرون آمد و بعد از چند شب و روز در وقت بين الطلوعين زلزلهء شديدتر در شيراز حادث گرديد كه بيشتر عمارات قديم و جديد از مساجد و

--> ( 1 ) . در متن : ( بايد ) . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 624 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 624 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 624 . ( 5 ) . متن كامل عهدنامه در روضة الصفا ، ج 9 ، از ص 625 تا ص 629 . ( 6 ) . برابر با 20 مارس 1824 .