ميرزا حسن حسينى فسايى
704
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
محمد بن سيف و سيف بن مالك هريك زخمى منكر برداشته ، جانى را به سلامت بردند و سپاه فارس و عمان اطراف نجد را غارت كرده تا حوالى قلعه درعيه را تاخته ، عود به مسقط نمودند و صيد سعيد خان امام مسقط به شكرانهء اين موهبت پيشكشى وافر به دربار نواب فرمانفرما ارسال داشت و صادق خان و سركردگان تفنگچيان [ را ] از درم و دينار بىنياز نمود و هريك با نيل مقصود عود به بندر عباس نمودند . « 1 » و هم در اين سال [ 1225 ] : خديو بىهمال به عزم پرسش احوال رعايا و برايا به دار المؤمنين قم و كاشان و دار السلطنه اصفهان توجه فرمود و براى گرانى غلات و پريشانى رعايا مبلغ يك صد هزار تومان نقد رايج از اصل ماليات ديوانى اصفهان و كاشان به تخفيف عنايت و ارباب استحقاق را قرين استراحت فرمود . و در روز بيست و سيم ماه صفر سال 1226 « 2 » عرصه طهران را رشك ساحت جنان نمود . و عيد نوروز سنه قوىئيل در بيست و پنجم ماه صفر اين سال [ 1226 ] « 3 » : اتفاق افتاد . و هم در اين سال : سيد عبد الوهاب افندى سفير كبير « 4 » از جانب حضرت سلطان محمود خان قيصر روم با تحف و هدايا در چهاردهم ربيع دويم « 5 » ، به احترام تمام وارد دار الخلافه طهران گرديد و در خانه جناب ميرزا شفيع صدر اعظم فرود آمد و بعد از خستگى و آسايش شرفياب حضور معدلت دستور گشته ، نامهء حضرت قيصر را با هدايا و تحف از نظر مبارك گذرانيد و مورد الطاف شاهنشاهى گرديد و نامهاى كه حضرت قيصر به ميرزا شفيع صدر نگاشته بود نيز رسانيد و مطلب اين دو نامه دانسته گرديد كه پاشايان همواره باعث فساد فيما بين دولتين عليتين ايران و روم مىباشند بايد كارگزاران دولت ايران از حمايت آنها كناره جويند بلكه آنها را تنبيهى لايق فرمايند و همچنين سرحدداران اين دولت هميشه در حدود قارص « 6 » با جماعت روسيه ، حديث مجادلت در ميان دارند بايد كارگزاران آن دولت قوى شوكت حتى المقدور خود را از حمايت معاف ندارند و طايفهء روسيه را فارغ نگذارند و برحسب فرمايش شاهنشاهى در جواب نگاشتند كه به سبب جهت جامعه اسلاميه كارپردازان اين دولت خداداد او را در حمايت مضايقتى نيست ولى بايد همواره اوقات تعيين پاشايان شهرزور « 7 » به اذن و صوابديد امناى اين دولت جاويدمدت باشد و وزير دار السلام بغداد نيز پس از اين مانند وزراى سابقه صداقتگزار اين دولت باشند و با زوار عتبات عاليات پيوسته سليم و بردبار بوده ، امرى كه بر خلاف سرحددارى است از آنها آشكار نگردد و اگر اختلافى در اين عهود از ايشان ظاهر آيد تنبيه و آزار را آماده باشند . پس خاطر سفير كبير قيصرى را به انواع نوازشات مسرور داشته او را مأمور به توقف دار السلطنه تبريز فرمودند « 8 » و موكب شاهنشاه با يك جهان سپاه ،
--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 206 ، و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 472 . ( 2 ) . برابر با 19 مارس 1811 . ( 3 ) . برابر با 21 مارس 1811 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 472 . ( 5 ) . برابر با 8 مه 1811 . ( 6 ) . اين نام كه به صورتهاى ( قرص ) - خرسه - كارس هم به كار رفته ، نهرى است قديمى كه امروزه در كشور تركيه در كنار رود قارص چاى قرار دارد و قبلا جزو قفقاز بود . ( معين ) ( 7 ) . شهرى در كردستان در غرب جبال اورامان ( المنجد ) . و ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 472 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 472 .