ميرزا حسن حسينى فسايى

676

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مباركه رضويه ، على صاحبها الف ثناء و تحيه ، اقدام در يورش نفرمود و آسيبى به كسى نرساند مگر آنكه راه تردد قوافل و حمل و نقل آذوقه را مسدود نمود و كار را بر قلعگيان تنگ فرمود كه جماعتى از سادات رضوى و علما و مشايخ ، از فرط اضطرار ، از شهر درآمدند و قرآن را شفيع خود كرده از جانب خود به اصالت و از طرف نادر ميرزا به نيابت ، طلب امان نمودند كه هرگاه پادشاه عاجزنواز بر جان او بخشش كند ، بعد از مدتى ديگر كعبه مقصود را احرام خواهد بست و شهريار معدلت شعار ، آيندگان را مطمئن فرموده ، مسؤول نادر ميرزا را قبول نموده ، اذن مراجعت داد و نادر ميرزا به‌علاوه عفو گناهان به خلعت امان سرافراز گرديد . و موكب و الا از خارج شهر مشهد مقدس ، در روز پنجشنبه پانزدهم ماه ربيع اول سال 1214 نهضت فرمود « 1 » و روز پانزدهم ماه ربيع دوم همين سال ، وارد دار الخلافه طهران گرديد و در نيمه ماه جمادى اول اين سال دختر نيك‌اختر امير گونه خان كرد زعفران‌لو « 2 » ، حاكم خبوشان خراسان [ را ] به عقد ازدواج شاهزاده آزاده نواب حسين على ميرزا درآوردند و چند روز و شب به عيش و كامرانى نشستند و اين اولين سور و نخستين سرورى است كه در اين دولت نامدار زينت بزم روزگار گرديد و حضرت صبا در تهنيت اين عيش مهنا فرموده است : اولين سور شهنشاه ملك دستور است * گيتى از همت سرشار كفش معمور است چشم بد دائم از اين عيش مهنا دور است * تا جهان است ، جهان را به زبان مذكور است مهر را همسرى ماه مبارك بادا * سور سنجر به ملك شاه مبارك بادا و هم در اين وقت ميرزا مهدى على خان خراسانى « 3 » كه از جانب فرمانفرماى هندوستان در بندر بوشهر ، كارپرداز بود ، به فرمان امناى دولت انگليس كه مالك ممالك هندوستان بودند ، از بوشهر حركت كرده ، به احترام تمام از شيراز و اصفهان گذشته ، به درگاه شهريار ظفر شعار رسيد و تحف و هداياى فرنگستان و هندوستان را كه براى و داد طرفين آورده بود به حضور مهر ظهور رسانيد و مورد عنايات شاهانه گرديد . و هم در اين سال : [ 1214 ] شاهزاده آزاده ، نواب حسين على ميرزا « 4 » به ايالت مملكت فارس و لقب فرمانفرمائى سرافراز گرديد و چراغ على خان نوائى « 5 » قوريساول باشى كه اميرى باشوكت و تربيت‌يافتهء اين دولت بود ، به وزارت نواب فرمانفرما ، قرين افتخار آمد و معادل هشتصد نفر تفنگچى جريده از هيجده محال نور انتخاب كرده به سردارى نصر اللّه خان برادر ميرزا اسد اللّه خان لشكرنويس‌باشى در ركاب نواب معزى اليه روانه شيراز شدند و بعد از دو سال توقف تمامت اهل و عيال آنها را از نواحى نور به شيراز آورده ، محله موردستان را كه بعد از سلسله زنديه ويرانه بود ، آباد نموده ، هر كس به قدر همت خود خانه ساختند و متوطن شدند . و عيد نوروز سنه پيچىئيل اين سال : [ 1214 ] « 6 » در شب جمعه بيست و چهارم ماه شوال

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 353 ، برابر با 17 اوت 1799 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 354 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 107 . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 107 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 353 ، در حقايق الاخبار ناصرى ، ص 12 : ( ميرزا على خان بهادر حشمت جنگ خراسانى الاصل ) . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 107 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 361 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 361 . ( 6 ) . برابر با 17 مارس 1800 .