ميرزا حسن حسينى فسايى
669
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
براى دلگرمى اهل قزوين روانه فرمود كه در بين محمد ولى خان قاجار كه به حكم شاه شهيد ، مأمور به محافظت خراسان بود با ششهزار نفر سوار دررسيد ، پس حضرت شهريار قاجار عنان عزيمت به جانب قزوين انداخت و صادق خان « 1 » از حوالى قزوين به استقبال موكب و الا شتافت و در منزل « خاك على » « 2 » از حومه قزوين ملاقات شده ، از هر دو جانب صف كشيده ، هريك به جانب ديگرى حمله انداخت و شور روز نشور برخاست و فيروزى و ظفر نصيب لشكر سعادت - اثر شهريار قاجار گرديد و نزديك به دههزار « 3 » نفر از سپاه صادق خان قتيل و اسير گرديد و مابقى روى به جانب فرار گذاشتند و موكب و الا از رزمگاه وارد شهر قزوين گرديد و چون از نواب حسين قلى خان در اين جنگ شجاعتى فوق العاده بروز نمود ، مورد عنايت شده ، به ايالت مملكت فارس سرافراز آمد و نواب محمد على ميرزا حاكم فارس احضار به دربار معدلت مدار شد و ميرزا نصر اللّه علىآبادى مازندرانى ، به وزارت فارس باقى بماند و جان محمد خان قاجار مأمور به نظم لارستان گرديد و نواب حسين قلى خان در اواخر ماه ربيع دوم اين سال [ 1212 ] : وارد شيراز شد و در اين اوقات صادق گرجى و خداداد اصفهانى كه مرتكب قتل شاه شهيد شده بودند به حضور مبارك آوردند و حكم صادر گشت ، يكى را نواب حسين قلى خان با شمشير ، پارچه پارچه نمود و ديگرى به دست ميرغضبان ، بند از بندش جدا گرديد و عباس مازندرانى را كه از سه نفر قاتل [ ين ] بود از كرمانشاهان گرفته ، به طهران آوردند و به آتش قهر پادشاهى او را سوختند و حضرت شهريارى براى انتظام آذربايجان از قزوين نهضت فرمود ، چون به زنجان رسيدند ، معلوم گرديد كه مرض طاعون در آذربايجان شايع گشته است « 4 » ، بنابراين چندى در زنجان توقف فرموده ، ايالت هر ناحيتى از آذربايجان را به اميرى واگذار فرمود و فرمان لازم الاذعان به صادق خان شقاقى نگاشته گشت كه اگر جواهرهاى شاهى را كه صادق - گرجى و خداداد در بلدهء شوشى ، به او دادند ، رد نمايد ، مورد عفو و عنايت خواهد بود و فرمان به صحابت ابراهيم خان قاجار روانه داشتند و بعد از ورود او ، صادق خان تمكين نموده ، تمامت جواهرها را به ابراهيم خان سپرد و مورد عفو و عنايت گرديد و ايالت سراب و گرمرود آذربايجان را به او ارزانى داشتند و حسين قلى خان قاجار عز الدينلو را براى نقل جنازهء شاه شهيد ، روانهء بلده شوشى داشتند و فرمان مرحمت جريان به امير ابراهيم خليل خان جوانشير ، والى قراباغ شرف صدور يافت كه آن جنازهء پاك را به آئين شاهان ، با تخت روان ، روانه دارد و موكب و الا در ماه جمادى دوم اين سال [ 1212 ] : نزول اجلال به طهران نمود « 5 » و حسين قلى خان ، از شوشى ، جنازهء شاه شهيد را وارد بقعه حضرت عبد العظيم ( ع ) نمود و شهريار كامگار هفتهاى به سوكوارى نشست ، پس محمد على خان قاجار و دوهزار نفر سواره و دههزار مثقال زر مسكوك به اتفاق ملا مصطفى قمشهاى كه وحيد دهر و فريد عصر بود و ميرزا موسى منجمباشى « 6 » مأمور به نقل جنازه به جانب نجف اشرف شدند و چون به نزديك بغداد رسيدند ، سليمان پاشا والى
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 308 و 311 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 312 . ( 3 ) . در متن : ( دوهزار ) با توجه به روضة الصفا ، ج 9 ، ص 313 ، تصحيح شد . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 314 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 316 و 319 . ( 6 ) . در متن : منجمباشى را .