ميرزا حسن حسينى فسايى

670

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

بغداد به استقبال بيرون آمد و خدمتى لايق نمود ، پس جنازه شاه شهيد را به نجف اشرف رسانيده ، به خاك سپردند . [ وقايع فارس در روزگار فتح على شاه ] پس شهريار نامدار در روز عيد نوروز سنه يونت‌ئيل تركى كه در روز عيد رمضان اين سال [ 1212 ] « 1 » : اتفاق افتاد ، كلاه كيانى را بر سر نهاده ، بر تخت پادشاهى برنشست « 2 » و مردم را به عدل و داد نويد داد و معادل پانصدهزار تومان كه عبارت از يك كرور است از بقاياى ديوانى را به ارباب‌داران ممالك محروسه ببخشيد و جناب فتح على خان صبا تخلص كاشى در تاريخ جلوس ميمنت مأنوس ، خديو كامگار ، فتح على شاه قاجار فرمود : « ز تخت آقا محمد خان شد و بنشست بابا خان » « 3 » و « بابا خان » كلمه‌اى است كه پيش از ولايت‌عهد نام مشهور آن شهريار بود و نواب و الا فرهاد ميرزا خلف الصدق حضرت وليعهد ، عباس ميرزا ، خلف الصدق اعليحضرت فتح على شاه ، طاب‌ثراهم لفظ بابا را تاريخ جلوس يافته براى آنكه عدد اين چهار حرف را اگر به ترتيب هندسى نگارند چنين شود 1212 . و ايالت كوه‌گيلويه به محمد حسين خان برادر حاجى ابراهيم خان عنايت گرديد . و موكب شاهنشاهى در هيجدهم ذى حجه اين سال [ 1212 ] « 4 » : براى تنبيه متمردين آذربايجان ، از طهران نهضت فرمود و چند روزى چمن سلطانيه را لشكرگاه نمود و چون متمردين آذربايجان خود را مرد ميدان شاهنشاهى نديدند ، صادق خان شقاقى پيشدستى نمود [ و ] امير - كبير سليمان خان را شفيع خود كرد و پادشاه عاجزنواز ، عذر او را پذيرفته ، مورد عنايتش داشت و جعفر قلى خان دنبلى روى شوم را به دربار روم نمود . « 5 » پس موكب و الا از چمن سلطانيه نهضت فرمود [ و ] از راه مراغه و سلدوز در ششم محرم سال 1213 « 6 » خارج بلده ارومى را لشكرگاه سپاه ظفر پناه نمود و در هفدهم اين ماه ، رايات ظفر آيات به جانب بلدهء خوى افراشته گشت و بعد از ورود ، چند روزى به عيش و كامرانى گذشت كه اخبار مخالفت نواب حسين قلى خان فرمانفرماى مملكت فارس به مسامع عز و جلال رسيد و مرحوم ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى در تاريخ ذو القرنين نگاشته است كه اگرچه شاهنشاه صاحبقران و نواب حسين قلى خان « 7 » جهالت نشان در ظاهر واحد الابوين بودند ولى به سبب مغايرت فطرت در ميانه بعد المشرقين بود ، اين يك از عقل محض مهذب و آن يك از جهل صرف مركب آمد ، آن از شراب ظلم سرمست و اين را ساغر عدل در دست ، اين جوهر رحمت الهى و آن آيت غضب نامتناهى ، آن را نگين دولت در مشت و آن يك را خاتم نكبت در انگشت ، اتحاد صلب و بطن را در فطرت شركتى نيست و امتزاج شهد و شرنگ را در گوهر

--> ( 1 ) . برابر با 21 مارس 1798 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 320 . ( 3 ) . در قصيده‌اى ديگر صبا در تهنيت جلوس و تاريخ سلطنت فتحعلى شاه گفته است : نگاشت كلك صبا از براى تاريخش * ( نهاد فتح على شه قدم به گاه كيان ) و ر ك : حقايق الاخبار ناصرى ، ص 10 . ( 4 ) . برابر با 3 ژوئن 1798 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 326 . ( 6 ) . برابر با 20 ژوئن 1798 . ( 7 ) . حقايق الاخبار ناصرى ، ص 10 .