ميرزا حسن حسينى فسايى
664
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به فرمان خاقان زمان فتح على شاه طابثراه ، استخوانهاى آن دو پادشاه را به نجف اشرف برده ، دفن نمودند . و در تواريخ نگاشتهاند كه حضرت آقا محمد خان گيتىستان ، در تحصيل جاه و مال ، ميل مفرط داشت و مخصوصا جواهر را بيشتر ، چنان كه در واقعهء لطف على خان زند سه قطعه جواهر نامى را كه حضرت نادر شاه افشار از سمت هندوستان آورده بود به دست او افتاد چنان كه در وقايع سال 1209 نگاشته شد و در اين هنگام كه نزول اجلال به خراسان فرمود ، چندين قطعه ديگر از امراى خراسان دريافت نمود و نگاه داشتن اينگونه جواهر در نزد هر كسى كه بود گناهى بزرگ مىشمرد و مىفرمود اينها حق پادشاه زمان است و مىدانست كه چندين قطعه از جواهرات نادرى در نزد شاهرخ شاه است و چون از وى مطالبه فرمود ، به قسمهاى غليظ انكار نمود ، به فرمودهء حضرت شهريارى او را شكنجه كرده ، چندين قطعه ، بعد از چندين عقوبت بروز داد و هريك را از بن ديوارى يا قعر چاهى بيرون مىآوردند تا آنكه حلقهاى از خمير بر سرش گذاشتند و روغن داغ در آن حلقه ريختند « 1 » كه ياقوت بزرگى را بروز داد كه وقتى زينت تاج اورنگ زيب پادشاه هندوستان بود « 2 » ، چون خبر آن ياقوت به حضرت شاهى رسيد ، فرمود مقصود من اين قطعه ياقوت بود و شاهرخ شاه را از آزار معاف داشت « 3 » ، پس فرمان داد تا او را با تمامى عيال از خراسان به مازندران برده ، توقف دهند ، چون به دامغان رسيدند ، شاهرخ شاه وفات يافت و شصت و سه سال از عمرش گذشته بود و از تمامى امراى خراسان ، زن و فرزند گروگان گرفته ، روانهء طهران داشت و خيال پادشاه جهانگشا ، يورش به جانب بلخ و بخارا بود كه عرايض امراى آذربايجان را آوردند كه چون اخبار قتل و نهب و اسر اهالى گرجستان به ملكه روس خورشيدكلاه ، مشهور به كترين دويم « 4 » زوجهء پطر سيم رسيد ، آتش غضب و خشمش زبانه كشيد و داعيهء انتقام از نهادش بروز نمود « 5 » ، براى آنكه اين طايفه سالهاى دراز ، خود را در حمايت دولت روس ، مىدانستند و ملكه روس فرمان داده تا چهل هزار پياده و بيست و دو هزار نفر سوار و صد ارابه توپ به سردارى قزل اياغ از جانب باب الابواب دربند ، به ايران شتافتند و قزلاياغ در تركى به معنى پاى طلاست كه در جنگ يك پاى او را گلوله توپ انداخته بود و پائى از زر خالص براى او ساختند « 6 » و او را قزلاياغ گفتند و مردم باكوبه و ساليان و طالش ، از بيم جان راه خدمت قزلاياغ را گرفتهاند و جماعت شيروان و گنجه مغلوب گشتند .
--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 107 . ( 2 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 106 و 107 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 81 : ( آقا محمد شاه از بدست كردن آنهمه لالى آبدار و جواهر شاهوار چندان شادخاطر شد كه بفرمود در رواقى نطعها بگستردند و آن جواهر را بر زبر نطع بريختند ، آنگاه رواق را از بيگانه بپرداخت و چند نوبت از اين سوى رواق تا بدان سوى را با پشت و پهلو غلطان غلطان برفت ) . ( 3 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 107 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 81 . ( 4 ) . كاترين دوم : ملقب به كاترين كبير ( متولد 1729 ، جلوس 1762 ، مرگ 1796 ) كه آلمانى الاصل بود ولى از همه ملكههاى روسيه ، روسىتر گرديد و اقدامات مهم كرد و تاسيسات بزرگ بوجود آورد . ( معين ) ( 5 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 108 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 82 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 290 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 82 .