ميرزا حسن حسينى فسايى

660

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

قاجار انار اللّه برهانهم مصون و محفوظ باقى است « 1 » و موكب و الا بعد از قتل و نهب و اسر اهالى شهر و خرابى حصار ، لواى كامرانى به جانب مملكت فارس برافراشت و از راه سيرجان و نيريز در اوائل جمادى اول همين سال : [ 1209 ] وارد شيراز جنت‌طراز گرديد . و چون قبل از محاصره شهر كرمان نواب فتح على خان نايب السلطنه براى تسخير گرمسيرات كرمان ، رايات ظفرآيات به جانب بم و نرماشير و جيرفت برافراشته ، تمامى آن صفحات را منتظم ساخته ، در تحت اطاعت درآورد و چون خبر فتح شهر كرمان و گرفتارى لطف على خان زند به عرض نواب معزى اليه رسيد از رودبار كه بلوكى از گرمسيرات كرمان است به سمت رودان « 2 » و احمدى و سبعه و لارستان تشريف برد و عبد اللّه خان پسر نصير خان لارى بيگلربيگى آن سامان در ركاب ظفر توأمان حضرت نايب السلطنه خدمات لايقه نمود و مورد عنايات گرديد و موكب نواب نائب السلطنه ، مقارن ورود حضرت خاقان گيتىستان ، از لارستان وارد شيراز گرديد . و در ماه جمادى دويم همين سال [ 1209 ] « 3 » : ايالت و فرمانروائى مملكت فارس و كرمان و يزد به نواب نائب السلطنه فتح على خان عنايت شده به لقب جليل جهانبانى مفتخر گشته مأمور به توقف فارس گرديد « 4 » و ميرزا نصر اللّه علىآبادى مازندرانى را وزير ماليات فارس نمود و جناب ميرزا جانى فسائى را كه از اجلهء اعيان فارس بود در جانب مشاورت نواب - جهانبانى برقرار فرمود و جناب حاجى ابراهيم خان شيرازى بيگلربيگى مملكت فارس را به منصب وزارت عظمى و صدارت كبراى ممالك محروسه معين نمود و به قاعدهء سلاطين صفويه طاب‌ثراهم ، او را اعتماد الدوله لقب دادند « 5 » و مأمور به ملازمت ركاب ظفر انتساب حضرت شهريار كامياب گرديد و اعليحضرت شهريارى با تمام سادات و علما و فضلا و مشايخ اهل حال و ارباب كمال مملكت فارس ، عنايات گوناگون فرمود و براى هريك به اختلاف مراتب ، وظيفه و مستمرى برقرار نمود پس با نيل مقصود از شيراز به جانب طهران نهضت فرمود و چون بيشتر ممالك محروسهء ايران را در تحت اقتدار خود ديد ، براى تسخير شيروان و قراباغ و گرجستان ، همت را برانگيخت و فرمان داد كه امراى سپاه ، هريك با لشكر خود در بهار اين سال : [ 1209 ] در نواحى طهران حاضر باشند و برحسب فرمان تمامت سپاه كه شمارهء آنها از شصت هزار نفر سواره و پياده مىگذشت ، حاضر درگاه شدند و كسى را جز اعتماد الدوله بر منزل مقصود خبر نبود « 6 » و پنجاه و سه روز كه از نوروز گذشت لشكر را بر سه قسمت فرمود ؛ ميمنه را به جانب مغان و شيروان و داغستان فرستاد و افواج ميسره را به سمت ايروان « 7 » مأمور داشت و خود با قلب سپاه راه قلعهء شوشتر [ شوشى ؟ ] را كه از قلاع معتبرهء قراباغ است پيش گرفت و ناحيهء قراباغ در ساحل رود ارس واقع است و ابراهيم خليل خان جوانشير « 8 » در مملكت قراباغ فرمان‌گذار بود و از اطاعت

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 260 . ( 2 ) . در روضة الصفا ، ج 1 ، ص 71 : ( قريه رادو ) . ( 3 ) . شروع در 24 دسامبر 1794 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 261 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 71 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 261 . ( 6 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 104 . ( 7 ) . ( پايتخت بلاد ارمنيه ) تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 104 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 263 .