ميرزا حسن حسينى فسايى

652

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

را گرم نموده ، داد مردانگى را دادند و چون خان زند فوجى از سواران خود را در نزديكى كوه دراك ، فرسخى بيشتر مغربى شيراز مأمور فرمود ، سردارهاى قاجار حركت آنها را حمل بر فرار نموده ، بر قلب سپاه زند ، حمله بردند و لطف على خان پاى ثبات را چندان فشرد و زد و خورد نمود كه سپاه قاجار را برگردانيده ، آنها را تا دروازه شيراز دوانيد و رضا قلى خان دولو اسير گشت « 1 » و خلقى بسيار از سپاه قاجار اسير تقدير و طعمهء شمشير شدند و چون سه چهار سال بود كه آفت ملخ‌خوارگى در بلوكات فارس شايع بود و از آمد و شد سپاه زند و قاجار ، رعيت از كار افتاده ، قحط و غلا در اردوى زنديه بيش از شيراز روى داده « 2 » ، لطف على خان از مسجد بردى به قلعهء زرقان « 3 » رفت و در اين اوقات جماعت ما فى و نانكلى « 4 » كه در همه وقت با جناب حاجى ابراهيم خان همداستان بودند ، نفاق نموده ، اتفاق كردند كه حاجى ابراهيم خان را بكشند « 5 » و جناب حاجى از واقعه مطلع گشت ، آن جماعت را مأمور به توقف بلوك بيضا « 6 » نمود و چون از شهر بيرون شدند به سپاه لطف على خان پيوستند و چون اخبار پريشانى فارس به مسامع عز - و جلال شهريار قاجار رسيد ، در بهار همين سال [ 1206 ] : از طهران رايات ظفرآيات را به جانب فارس برافراشت و در چهاردهم شوال اين سال در شهرك ابرج « 7 » ، چند فرسخ شمالى شيراز نزول اجلال نمود و لطف على خان تمامت عيال و بنه همراهان را از قلعه زرقان بيرون كشيده ، در قلعه رشمايجان « 8 » مرودشت گذاشت و با سه‌هزار نفر سوار به جانب سپاه قاجار به عزم شبيخون حركت نمود و در عصر آن روز جماعتى گرد سپاه زند را ديده ، به عرض شهريارى رسانيدند و حكم فرمود كه ابراهيم خان اشرفى مازندرانى « 9 » با سيصد نفر « 10 » تفنگچى دامغانى در دره‌اى كه در ميانه مرودشت و بلوك ابرج است پنهان شدند و نواب لطف على خان در نيمهء آن شب « 11 » به آن دره رسيد و تفنگچيان دامغانى به گلوله تفنگ از در منع درآمدند لطف على خان حكم به يورش فرمود و خود در پيش افتاد ، ابراهيم خان مازندرانى را كشتند « 12 » و بعضى از تفنگچيان مقتول و برخى خسته و بسته گشتند لطف على خان به سلامتى از آن دره گذشت و دو فوج سوار به عبد اللّه خان و محمد خان زند « 13 » ، اعمام خود داد كه از دو جانب اردوى قاجار يورش نمايند و خود از سمت اردو بازار « 14 » حركت نمود و هنگامه گيرودار در اردو برپا نمود و حضرت خاقان افراسياب عزم ،

--> ( 1 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 365 . ( 2 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 365 و 366 . ( 3 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 366 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 243 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 61 . ( 4 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 367 . ( 5 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 367 . ( 6 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 367 . ( 7 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 368 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 243 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 63 . ( 8 ) . رشمايجان : ( يك فرسخ بيشتر جنوبى فتح‌آباد ( مرودشت ) است ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، ج 2 ( 9 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 369 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 243 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 62 . ( 10 ) . در ذيل گيتىگشا ، ص 369 و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 244 : ( هشتصد نفر ) . ( 11 ) . ( چهارشنبه چهاردهم شوال ) روضة الصفا ، ج 9 ، ص 243 . ( 12 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 369 . ( 13 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 369 . ( 14 ) . در ذيل گيتىگشا ، ص 370 : ( اردوى بازار ) ، و در ص 371 : ( اردوبازار )