ميرزا حسن حسينى فسايى

651

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در همان شب از شهر عود به مسجد بردى نمود كه از راه كوشك بىبىچه و صحراى باجگاه به سمت زرقان‌رود و مصطفى خان از راه تنگ اللّه اكبر و صحراى يخچال او را جلوگيرى نمود و در صحراى باجگاه دو فرسخى شيراز به سواران زنديه خورده ، جماعت زند شكست يافتند و نواب لطف على خان براى نماز صبح پياده شده بود ، چون از واقعه مطلع گشت ، شكست‌يافتگان را جمع نمود و در برابر خان قاجار آمد ، به دو سه حملهء مردانه سپاه قاجار را شكست داده ، فرار نمودند و تا پشت دروازهء شيراز ، آنها را دوانيده ، دوهزار نفر از سپاه مصطفى خان « 1 » را اسير نمودند [ و ] به زرقان رسانيد و سركردگان آنها را حبس نمود و اتباع را بىيراق جنگ به جانب عراق كه وطن آنها بود ، روانه داشت . و در هيفدهم ربيع دويم اين سال [ 1206 ] « 2 » : حضرت آقا محمد خان قاجار همچنانكه بر تخت سلطنت تكيه داشت و با خاصان خود سخن مىفرمود ناگهان به مرض سكته مبتلا گرديده ، قطع كلام نمود و سليمان خان قاجار كه قرب مكان داشت ، تفرس مرض نموده ، حاضران درگاه را به حيلتى خوش ، رخصت انصراف داد و پادشاه را به دستيارى خواجه‌سرايان به حرم‌خانه درآورد و ميرزا مسيح « 3 » و ميرزا احمد طبيبان اصفهانى حاضر گشتند ، به كندن موى سر آن حضرت و زحمتهاى ديگر بعد از گذشتن شبى معالجه نمودند و بعد از رسيدن خبر اين واقعه و صحت خان قاجار به شيراز ، جناب حاجى ابراهيم خان بيگلربيگى ، قدرى از اثاثه سلطنت زنديه را مانند صندوقچه مرواريدنگار و خنجر الماس و جواهرات سواره و پياده را تسليم ميرزا رضا قلى نوائى و سيد على خان قزوينى نموده از راههاى بيغوله « 4 » گذشته وارد طهران شدند و مراتب شكست مصطفى خان و پريشانى حاجى ابراهيم خان را به عرض خاقان زمان رسانيدند و شهريار ظفر شعار ، جان محمد خان و رضا قلى خان قاجار دولو « 5 » را با هفت‌هزار سوار از راه هرات و مروست « 6 » و ارسنجان ، مأمور به فارس فرمود و چون محصلان نواب لطف على خان براى ايصال مال ديوان در همهء بلوكات فارس پراكنده بودند ، او را از ورود سپاه نورسيدهء قاجار خبر دادند و سركردگان زند به مصلحت‌بينى ارادهء استقبال و جنگ با قاجار را نمودند و نواب معزى اليه از غرور دلاورى خود گفت بايد سهل‌انگارى كنيم تا اين سپاه وارد شيراز شده ، به سپاه مصطفى خان و چريك فارس پيوسته ، همه را از شهر بيرون كشيم و كار را به يكباره تمام كنيم ، پس جان محمد خان و رضا قلى خان قاجار به سلامتى در ماه جمادى اول همين سال [ 1206 ] : وارد شيراز شدند « 7 » و بعد از سه چهار روز تمامت سپاه سابق و لاحق قاجار و چريك بلوكات به سركردگى عبد الرحيم خان و محمد على خان ، برادران جناب حاجى ابراهيم خان و سركردگان قاجار از شهر درآمده ، اساس جنگ را در صحراى قبله و كشن مهيا داشتند ، نواب لطف على خان در برابر آنها كه نزديك به بيست هزار نفر سواره و پياده بودند ، صف قتال را بياراست و از دو جانب تنور جنگ

--> ( 1 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 366 . ( 2 ) . برابر با 14 دسامبر 1791 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 240 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 60 ، در روضة الصفا ، ص 240 : ( ميرزا مسيح جديد ) . ( 4 ) . در متن : ( بىغوله ) . ( 5 ) . در متن : ( دوه‌لو ) . ( 6 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 362 . ( 7 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 362 و 363 .