ميرزا حسن حسينى فسايى
649
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
دلاورى بود با آن جمعيت كه شمارهاش به هزار نفر نمىرسيد در قريهء تنگستان بر سپاه شاهسون و دشتستانى حمله برده تمامت آنها را شكست داد و شيخ نصر خان به بوشهر و رضا قلى خان شاهسون « 1 » به كازرون گريخت و دويست و پنجاه نفر سوار عبد الملكى « 2 » كه سپرده رضا قلى خان بودند به نواب لطف على خان پيوستند و چون خبر شكست رضا قلى خان شاهسون « 3 » به جناب حاجى ابراهيم رسيد ، عريضه ضراعتآميز « 4 » به حضرت شهريار قاجار به صحابت حاجى على قلى خان كازرونى فرستاده ، استدعاى مدد نمود و سه هزار ماديان از رمهء زنديه كه در چراگاه فارس بود به رسم پيشكشى ارسال داشت « 5 » و حاجى على قلى خان ، در خمسه ، زمان مراجعت موكب فيروزى كوكب ، از آذربايجان شرفياب حضور پادشاهى شده عرايض حاجى ابراهيم و فارسيان را رسانيده ، مورد عنايت شاهانه گرديد « 6 » و فرمان ايالت مملكت فارس و لقب خانى براى جناب حاجى ابراهيم ، شرف صدور يافت و او را بعد از اين حاجى ابراهيم خان بيگلربيگى مملكت فارس نگاشتند و ميرزا رضا قلى نوائى منشى الممالك « 7 » ، متخلص به سلطانى و سيد على خان قزوينى را براى ضبط اثاثه سلطنت زنديه و كوچانيدن اهل و عيال لطف على خان روانهء شيراز فرمود و به عهدهء نواب وليعهد مقرر نمود كه مصطفى خان قاجار دولو را با چهارهزار نفر « 8 » سوار در آباده كه ميانهء شيراز و اصفهان است ، گذارد كه به دستور العمل حاجى ابراهيم خان ، حركت كند و جناب حاجى ابراهيم خان ، براى قلع و قمع بنياد لطف على خان هفت هزار نفر سواره و پياده ، فراهم آورد و رضا قلى خان شاهسون و لطف على خان فيروزآبادى « 9 » و رئيس قاسم خان كوهمرهاى و رضا قلى خان برادر حاجى على قلى خان كازرونى را سركردهء آنها كرده ، براى جنگ لطف على خان روانهء دشتستان نمود و مقارن ورود لشكر فارس به كازرون ، لطف على خان نيز وارد كازرون گرديد و شكست بر سپاه فارس افتاد [ و ] در قلعهء كازرون متحصن شدند و بعد از سه چهار روز ، لطف على خان قلعه را به قهر و غلبه تصرف نمود « 10 » و رضا قلى خان كازرونى و پسر او على نقى خان را از زيور چشم عارى ساخت و معادل دوهزار نفر را به اسيرى گرفت . پس از كازرون به صحراى گويم پنج فرسخ شمالى شيراز آمد و ده روز توقف كرد ، پس به جانب مسجد بردى « 11 » كه يك فرسخى شيراز است آمده ، نزول نمود و جناب حاجى ابراهيم خان به اسباب قلعهدارى پرداخت و چون لشكرى را كه حاجى در شهر فراهم آورده بود ، پنج برابر آنها از ايلات بودند كه اگر
--> ( 1 ) . در متن : ( شاهىسون ) . ( 2 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 349 . ( 3 ) . در متن : ( شاهىسون ) . ( 4 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 351 . ( 5 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 352 . ( 6 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 352 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 238 . ( 8 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 238 : ( با سههزار كس ) . ( 9 ) . در گيتىگشا ، ص 353 : علاوه بر رضا قلى خان و رئيس قاسم ، رضا قلى خان برادر حاجى على قلى كازرونى آمده و از لطف على خان فيروزآبادى ذكرى نشده است . اما در جائى ديگر ( ص 395 ) از عاقبت شوم او سخن رفته است . ( 10 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 354 . ( 11 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 355 .