ميرزا حسن حسينى فسايى

590

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و واقعه فتح شيراز در ماه جمادى دويم سال 1165 اتفاق افتاد و مدت شش ماه در شيراز لواى چنگيزى افراخت « 1 » و هر روزه انواع توقعات از پيشكش نقدى و خيمه و خرگاه و فرش و مأكول و ملبوس ، حتى رختخواب قلمكار و مشروب ، مانند شربت نارنج و غوره و سكنجبين و به اصطلاح على مردان خان ، عرق آب‌ليمو و تفنگ و يراق و نعل و ميخ و مس و زغال براى توپ و زنبورك و محصلان شديد العمل تمامت آنها را از صاحب‌اختيار و ميرزا محمد - كلانتر مطالبه مىنمودند « 2 » و در مدت ده روز ، يكصد و شانزده اسب چاپارى گرفته ، كار را سخت نمودند و صاحب‌اختيار مراتب بىنوائى خود و مردم را به على مردان خان بگفت و بر مزاج خان ، ناملايم افتاد و صاحب‌اختيار محترم را بىاحترام نمود و ميرزا محمد را از كلانترى معزول داشته ، صالح داروغه را به اسم كلانتر معين نمود و آنچه توانست از صاحب‌اختيار و ميرزا محمد گرفت و آنها را فانى فى اللّه نمود « 3 » و آن بليه اختصاص نبود بلكه با تمامت اهل شيراز همين معامله را نمود « 4 » ، پس به خاطرش رسيد كه ماليات سه ساله آيندهء فارس را به انضمام پيشكشى كه از چهارصد هزار تومان مىگذشت ، حواله دهد و چهل هزار نفر سوار از ايلات و تفنگچى بلوكات گرفته ، جلوس نمايد و حكم صادر گرديد كه وجه نقد و ملازم را حواله دهند و محصلان شديد ، روانهء بلوكات و لارستان و بنادر و بحرين فرمود و به عنايت خداوندى تمامى محصلان را برهنه نموده ، جواب گفته بودند و به خوددارى پرداختند و چندان بلوك مانند رامجرد و كام فيروز و سرحد چهاردانگه از حيز آبادى افتاد و اصل شهر شيراز را پاىمال حوادث نمود و چيزى از بلوكات عايدش نگشت و جمعى از عمال را كه فرار نكرده بودند مانند ، خواجه محمد كلانتر - سياخ و حاجى على نيريزى و آقا صادق فيروزآبادى « 5 » ، از يك چشم عارى نمود و در بين ، براى تنبيه احمد خان ذو القدر كه پدر بر پدر به حكومت جهرم سرافراز بود ، روانه فسا گرديد و چون از عهدهء احمد خان برنيامد ، بلوك فسا و خفر و كوار را خراب كرده ، عود به شيراز نمود « 6 » و باغاتى كه در فتنه تقى خان ، خراب نگشته بود ، تمامى درختان آنها را بختياريان بريدند و به جاى هيزم فروختند و صرف نمودند « 7 » و على مردان خان ، چون از تاراج شيراز فراغت يافت ، معصوم - على خان افشار [ را ] كه سردار سپاه او بود حاكم شيراز فرمود و به عزم تاخت و تاز كازرون حركت نموده ، از راه دشت ارجن ، وارد كازرون شده ، آنچه را توانست به اسم ماليات ، از مردم گرفت ، پس كازرون را غارت نموده ، به عزم شيراز حركت نمود و چون به كتل هوشنگ « 8 » ، مشهور به دختر رسيد ، مزارع محمد على خشتى « 9 » و تفنگچيان خشت و كلانى و عبدوئى راه او را بسته ، سيصد نفر بختيارى را كشته ، تمامى اموال اهل كازرون را پس گرفته ، على مردان خان عود

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ گيتىگشاى ، ص 18 . ( 2 ) . روزنامه كلانتر ، ص 42 . ( 3 ) . روزنامه كلانتر ، ص 42 . ( 4 ) . روزنامه كلانتر ، ص 43 . ( 5 ) . روزنامه كلانتر ، ص 43 . ( 6 ) . روزنامه كلانتر ، ص 44 . ( 7 ) . روزنامه كلانتر ، ص 44 . ( 8 ) . روزنامه كلانتر ، ص 44 . ( 9 ) . روزنامه كلانتر ، ص 45 .