ميرزا حسن حسينى فسايى

591

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به كازرون نمود كه ديارى در آن باقى نبود ، پس از راه « مله نعل » ، وارد شولستان ممسنى شده ، خود را به زرد كوه بختيارى رسانيد « 1 » و بعد از اطلاع معصوم على خان افشار بر واقعهء على مردان خان ، با صالح داروغه كه به منصب كلانترى فايز بود و آقا على نقى منشى و ده دوازده - نفر از استادان صنف و دو سه نفر از كدخدايان محلات ، همداستان شدند كه نواب صاحب‌اختيار و ميرزا محمد كلانتر را گرفته ، كشته ، معصوم على خان ، رايت اقتدار افرازد « 2 » و ميرزا محمد مطلع شده ، از شيراز خارج گشت و شهر لوطىبازار گرديد « 3 » و چون كريم خان زند از نقض پيمان على مردان خان و كشتن ابو الفتح خان ، اطلاع يافت ، جمعيتى فراهم آورده ، به اصفهان آمده ، حاجى بابا خان كه از جانب على مردان خان ، حاكم بود ، فرار نمود و كريم خان حكومت اصفهان را به صادق خان برادر خود داد و به جانب على مردان خان كه در سراب كرن « 4 » كه اول چهارمحال اصفهان است نزول داشت ، نهضت نمود ، بعد از تلاقى فريقين شكست بر سپاه على مردان خان افتاد و شاه اسماعيل على مردان خان را گذاشته ، به لشكر كريم خان كه وكيل دولت او بود پيوست « 5 » و كريم خان را از اين روز تا وقت وفات او ، « وكيل » گفتند ، پس شكست بر سپاه بختيارى افتاده ، على مردان خان از معركهء جنگ فرار نموده ، به جانب كرمان‌شاهان گريخت ، پس نواب وكيل به وجود شاه اسماعيل مستظهر شده ، فتحنامه‌ها به اطراف فرستادند و فرمان ايالت فارس را به نام ابو الحسن خان « 6 » شيرازى كه در اواخر سال 1160 از جانب على عادل شاه به ايالت فارس مفتخر بود ، نگاشتند و روانه فارسش داشتند و چون به باجگاه ، دو فرسخ شمالى شيراز رسيد ، معصوم - على خان افشار به عنوان استقبال او تا باجگاه رفت و او را گرفته ، مقيدا وارد شيراز نمود كه اهل شهر هجوم كرده ، ابو الحسن خان را نجات داده ، معصوم على خان را كشتند « 7 » و مزارع محمد على - خشتى كه منشاء اين خدمت شده بود به لقب خانى سرافراز گشت و بعد از آن او را محمد على خان گفتند و صالح داروغه را كه كلانتر شهر شده بود ، گرفتند و هر دو چشمش را كندند و آقا على نقى - منشى را كلانتر نمودند و بعد از چند ماه ، ميانه ابو الحسن خان و محمد على خان خشتى با فساد آقا على نقى به كدورت رسيد و حسب التصديق ، محمد على خان به هجوم عام و آقا على نقى منشى ، ابو الحسن خان حاكم را كشتند « 8 » و از اتفاقات غريبه آنكه محمد على خان خشتى ، بعد از فتوا و تصديق بر كشتن ابو الحسن خان ، روانه نواحى خشت گرديد و جماعت دشتستانى كه دشمن قديمى او بودند تا شولستان ممسنى به استقبال آمده ، فرصت يافته ، در همان روز كشتن ابو الحسن خان ، او را كشتند « 9 » و آقا على نقى لواى طغيان را برافراشت ، پس جمعى از جانب كريم خان وكيل

--> ( 1 ) . روزنامه كلانتر ، ص 45 . ( 2 ) . روزنامه كلانتر ، ص 46 . ( 3 ) . روزنامه كلانتر ، ص 47 . ( 4 ) . در روزنامه كلانتر ، ص 84 : ( كرون ) . در مجمل التواريخ ، گلستانه ، ص 182 : ( در چهارمحال نزديك سرچشمه زاينده‌رود ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 17 : ( كرن ) . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 17 ، مجمل التواريخ ، گلستانه ، ص 182 . ( 6 ) . در روزنامه كلانتر : ( ابو الحسن كور ) است ( ر ك : ص 12 ، 33 ، 35 ، 47 ، 109 ) كه بعدا در شيراز كشته شد . ( 7 ) . روزنامه كلانتر ، ص 47 . ( 8 ) . روزنامه كلانتر ، ص 47 . ( 9 ) . روزنامه كلانتر ، ص 47 .