ميرزا حسن حسينى فسايى

578

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

افغان و اوزبك و قزلباش مىداد و از مأكولات و مشروبات و ملبوسات در حق سركردگان دريغ نمىداشت و آن جماعت به قاعده الانسان عبيد الاحسان « 1 » ، لوازم چاكرى و اطاعت را مىنمودند كه به تدريج اخبار اختلال دولت نادرى مىرسيد و عامه مردم از سپاه و رعيت مشوش بودند و انقلاب در بلوكات پيدا شد و رفته رفته تمكين محصلان ديوانى كم گشت و قليج خان سردار بندر عباس و عمان با اعيان لارستان و بنادر ، بناى كاوش را گذاشته ، عزيمت شيراز را نموده ، ورود خود را به نواب صاحب‌اختيار اعلام داشت « 2 » و سرداران افغان و اوزبك از ورود او با لشكر خود ، هراسان شدند و صاحب‌اختيار آنها را تسلى داده ، جوابى به قليج خان نوشت و او را از آمدن به شيراز منع نمود و قليج خان به دست غلام خود در قصبه هرم « 3 » جويم كشته گشته ، جمعيتش متفرق گرديده ، عيال او را به شيراز رسانيدند و چون هر روزه از جانب خراسان اخبار اراجيفى مىرسيد ، تمامت مردم به تشويش افتاده در كار خود متحير شدند و از همه‌جا ، دينارى وصول نمىشد ، نواب صاحب‌اختيار ، ميرزا محمد كلانتر را با هزار نفر سوار قزلباش به سركردگى « 4 » سيد - عبد الغنى سلطان مولا و سيد بشارت مولاى شيرازى و حيدر بيك دورقى و على مردان بيك ابرقوئى ، براى نظم و وصول وجوه ديوانى ، روانه بلوكات نموده ، مردمان را فى الجمله آرامى داد « 5 » و ميرزا - مهدى خان در تاريخ جهانگشاى نادرى در خاتمه احوال نادر شاه نگاشته است « 6 » : خديو بىهمال از به دو حال تا هنگامى كه از سفر خوارزم برگشته ، عازم داغستان شد « 7 » ، در كار سلطنت و جهاندارى يگانه و در راه و رسم معدلت و عاجزنوازى فرزانه بود ، اهالى ايران فدويانه نقد جان را در راه او مىباختند و چون داغستان مسير كوكبه خلافت مصير شد ، بنا بر استيلاى وساوس و توهمات چند ، قرة العين جهاندارى و جهانبانى ، رضا قلى ميرزا كه فرزند مهين و وليعهد و ارشد اولاد او بود از نظر انداخت و ديده جهان‌بينش را از بينائى عاطل ساخت « 8 » و از غم اين معنى تغيير در احوال او راه يافته ، آشفته‌مزاج گرديد « 9 » و در خلال آن حال ، از اهالى ايران كه پرورده حقوق دولتش بودند ، امور چند به ظهور آمد كه بيشتر سبب تغيير عقيده آن حضرت گشته ، ورق [ حسن ] « 10 » سلوك را برگردانيد ، از آن جمله : در حينى كه از دربند رايت‌افراز جانب روم گشت ، اهالى فارس و بنادر با تقى خان شيرازى كه از بركت تربيت آن حضرت از نازلترين پايه ميرابى به رتبه ايالت كل مملكت فارس و عمان سرافراز گشته بود ، اتفاق نموده ، كلب على خان كوسه احمدلو خالوى

--> ( 1 ) . ر ك : امثال و حكم دهخدا ، ص 236 . ( 2 ) . روزنامه كلانتر ، ص 29 . ( 3 ) . ر ك : بخش دوم همين كتاب و روزنامه كلانتر ، ص 29 . ( 4 ) . در متن : ( سركرده‌گى ) . ( 5 ) . روزنامه كلانتر ، ص 29 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 420 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 421 . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 421 . ( 9 ) . علل تغيير حال نادر را در تاريخ جهانگشاى نادرى از ص 796 تا ص 799 بخوانيد ، و ر ك : مجمل التواريخ ، گلستانه ، ص 8 و 9 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 421 .