ميرزا حسن حسينى فسايى

569

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

دو فرسخى اردوى نادرى آمده ، توپخانه را سد و حصار خود كرده ، متوقف گرديد و روز يازدهم « 1 » همين ماه ، از جانبين دو صف آراسته ، شروع در جنگ شده ، شكست بر روميان افتاده ، جماعتى كشته و اسير شدند و بازماندگان در پس حصار توپخانه متحصن گرديدند و روز ديگر بناى جنگ را بطور فرنگستان گذاشته ، هر روزه ربع فرسخى با سواره و پياده و سنگر توپخانه پيش مىآمدند و به چند كوچ به نيم‌فرسخى اردوى شاهنشاهى رسيدند « 2 » و جماعتى برسم شبيخون بر اردوى رومى تاخته آنها را متزلزل داشتند و روز ديگر معلوم شد كه سرعسكر رومى در آن شب وفات يافته « 3 » ، عسكر را بىسر گذاشته است و لشكر رومى بناى فرار گذاشته ، به آسانى تمام توپخانه آنها عايد سپاه ظفرپناه گرديد و جماعتى « 4 » [ به ] تعاقب آنها رفته ، معادل دوازده هزار نفر از آنها كشته ، عود نمودند « 5 » ، و چون مدتها بود كه در باب سرمذهبى حضرت امام جعفر صادق ( ع ) و شركت اهل ايران در ركن شافعى از كعبه معظمه با دولت روم گفتگو در ميان بود و علماى اسلامبول و حرمين شريفين قبول نمىنمودند ، بعد از واقعه شكست روميان ، اعليحضرت شاهنشاهى ، نامه دوستانه به اعليحضرت پادشاه روم نوشته « 6 » ، روانه دربار عثمانى فرمود مبنى بر اينكه : هرچند ايلات تركمان و طوايف عجم كه در ايران توطن دارند ، فرمان قدر قدرت شاهنشاهى ، آنها را خواهى نخواهى تابع مذهب اهل سنت و جماعت ساخته ، خلل و تغيير در بنيان آن ، راه نخواهد يافت ، اما تكاليفى كه از جانب آن جماعت به آن دولت عليه شده بود چون علماى اعلام و اعيان آن دولت ابدفرجام از قبول آنها ، دامن الفت برچيده‌اند و اصرار در آن امر بيشتر موجب خونريزى و منشاء فتنه‌انگيزى مىگردد ، لهذا از آن تكاليف نكول و ترك آنها كه مقصود اركان دولت عثمانيه و مابه النزاع بود بالكليه « 7 » به عمل آمد ، من‌بعد اساس دوستى بين الحضرتين برقرار خواهد بود « 8 » . پس رايات نصرت آيات از راه همدان و فراهان نهضت فرموده در چهارم ماه ذى الحجه همين سال وارد دار السلطنه اصفهان گرديد . « 9 » و نواب حاتم خان « 10 » والى مملكت فارس با اعيان شيراز در اواخر همين ماه ، وارد اصفهان شدند و چنان كه نگاشته شد بعد از تسخير هندوستان به موجب فرمان شاهنشاهى ماليات و صوادر سه ساله ولايات ايران را به قيد تخفيف بخشيدند و بعد از طغيان تقى خان بيگلربيگى فارس و تمرد جماعت داغستانى و بعضى از بلاد ديگر ، خاطر معدلت مآثر شاهنشاهى در استرداد آنچه بخشيده بود ، قرار گرفت و محصلان شديد العمل را گماشته ، از ارباب‌داران و مباشرين امور ديوانى مطالبه مىنمودند و چون نواب حاتم خان كردبادلو مردى سليم النفس بود ، محصلان

--> ( 1 ) . در متن : ( پانزدهم ) ، با توجه به جهانگشاى نادرى ، ص 408 ، تصحيح شد . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 408 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 409 . ( 4 ) . در متن : ( از ) . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 409 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 410 . ( 7 ) . در متن : ( با الكليه ) . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 410 . ( 9 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 412 . ( 10 ) . ( حاتم خان كردبادلو ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 18 و 19 .