ميرزا حسن حسينى فسايى

570

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

وجوه را به استمالت نگاهدارى مىنمود و چون مبلغى از آن وجوه ، در محل باقى مانده بود ، باعث تغير شاهنشاهى شده ، حاتم خان را از ايالت فارس معزول داشته ، قياقلى آقاى قورت « 1 » جارچىباشى كه از سگان در جهنم بود ، والى مملكت فارس گرديد و حسب الامر اعلى ، مهدى بيك سروستانى و شيخ جعفر داروغه شيراز و خواجه عبد الرضاى نائينى « 2 » كه هر يك در حرامزادگى نادره روزگار بود به وكالت حكومت و نيابت از ميرزا اسمعيل كلانتر شيراز مأمور گشته ، در ماه محرم سال 1159 نواب والى و اعيان فارس از اصفهان حركت نموده ، وارد شيراز شدند و چند روزى نگذشته كه نواب قياقلى آقاى والى با ميرزا اسمعيل كلانتر ، بناى كاوش را گذاشته ، نوكرهاى او را چوب زده ، به راهنمائى آن سه نفر حرامزاده يعنى مهدى بيك و شيخ جعفر « 3 » و خواجه عبد الرضا « 4 » ، معادل ده هزار تومان به عنوان توجيه از اصناف شيراز گرفتند كه در عوض غله و شلتوك ديوانى دهند و دانه‌اى ندادند و نواب قياقلى آقا در موسم بهار اين سال براى وصول بقايا ، به جانب گرمسيرات رفته ، آنچه توانست از مردمان بيچاره به عنوان ماليات و باقى سنواتى اخذ و عمل نموده از راه قير و كارزين و جهرم و صيمكان « 5 » ، عود به شيراز نمود . و موكب والاى شاهنشاهى در دهم محرم اين سال 1159 : از اصفهان نهضت فرموده « 6 » ، از راه اردكان يزد و بيابان طبس در بيست و سيم ماه صفر همين سال ، وارد مشهد مقدس « 7 » گرديد . و عيد نوروز سنه بارس‌ئيل در روز [ بيست و ششم ] « 8 » همين ماه اتفاق افتاد و اعليحضرت - شاهنشاهى ، جشن نوروزى را به پايان رسانيد و در [ روز ] بيست و پنجم ربيع اول ، براى سير منتزهات « 9 » كلات و عمارات عاليه كه در آن قلعه خداآفرين « 10 » احداث شده بود ، از مشهد حركت فرمود و چند روز مجلس سرور آراسته به عيش و عشرت و تماشاى آن نزهت‌سرا پرداخته ، كرورهاى نقد با حاصل بحر و كان و نفايس بيكران كه به مرور شهور ، از ممالك ايران و هندوستان و خوارزم و سند و تركستان در آن مكان جمع گشته بود ، به معرض عرض همايونى درآمده ، به تحويل‌داران سپردند « 11 » و از كلات به عزم عراق حركت فرمود و بعد از ورود به ساوجبلاغ رى ، نظيف افندى « 12 » ، سفير دولت روم براى مذاكره مصالحه ، وارد اردوى اعلى گرديد و از جانب امناى دولت نادرى ، وثيقه‌نامه مختصرى به او داده ، روانه داشتند . و در ماه ذى الحجه اين سال [ 1159 ] : موكب و الا وارد اصفهان گرديد و احمد افندى

--> ( 1 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 19 . ( 2 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 19 . در متن : مائينى . ( 3 ) . ( شيخ جعفر داروغه ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 19 . ( 4 ) . ( خواجه عبد الرضا نائينى ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 19 . ( 5 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 20 . ( 6 ) . در متن : ( فرغوده ) . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 412 . ( 8 ) . در متن : ( بيست و هشتم ) ، اما در جهانگشاى نادرى ، ص 413 : ( بيست و ششم ) است و بر اين اساس تصحيح شد . ( 9 ) . در متن : ( منزهات ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 413 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 413 . ( 11 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 413 . ( 12 ) . در متن : ( لطيف افندى ) ، با توجه به جهانگشاى نادرى ، ص 415 ، تصحيح شد .