ميرزا حسن حسينى فسايى
561
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
والى بغداد براى انجام مصالحه ميانه دولتين عليتين روانه اسلامبول شده بود و منظور حضرت - شاهنشاهى اين بود كه از « 1 » كركوك تجاوز نكرده تا خبرى از اسلامبول برسد و در اين ايام سوادفرمانى از پادشاه والاجاه روم كه بر طبق فتاوى شيخ الاسلام و افنديان عظام صادر شده بود از خارج به نظر همايونى رسيد مشعر بر آنكه قتل و اسر اهالى ايران مباح و مذهب ايشان مخالف اسلام است « 2 » و مضمون اين فرمان مهيج غضب نادرى شد ، به عزمى ثابت روز چهاردهم ماه رجب اين سال [ 1156 ] : رايات ظفر آيات را به جانب موصل برافراشت و روز بيست و پنجم همين ماه در نيمفرسخى شهر موصل در جوار مزار كثير الانوار حضرت يونس بن متى پيغمبر ، نزول نمود و دو نفر از علماى موصل [ را ] براى تفتيش مطالب احضار فرمود « 3 » ، پاشايان به قلعهدارى پرداخته ، مانع از رفتن علما شدند و روز ديگر سپاه ظفرپناه ، شهر موصل را محاصره نموده ، به انداختن توپ و خمپاره و خرابى بارو و كندن نقب مشغول گشتند « 4 » و چون كار بر اهل شهر دشوار گرديد پاشايان ، جماعتى از علما و افنديان را روانه دربار نموده ، چندين سر اسب و پيشكشهاى لايق فرستاده ، از حضور همايونى گذرانيدند و علما و افنديان متعهد شدند كه جمعى را به دربار قيصرى فرستاده ، امور خمسهء معهوده را انجام داده ، مصالحه دولتين را به دلخواه شاهنشاه جهانپناه مقرر دارند « 5 » و اعليحضرت شاهنشاهى مسؤول آنها را قبول فرموده ، خط امان و مهلت به آنها بخشيد و مقارن اين احوال محمد آقا كدخداى بغداد كه از جانب احمد پاشا به اسلامبول رفته بود ، وارد گشته خبر آورده بودند كه اعليحضرت قيصر بالمشافهه فرمود كه در عالم دوستى توقع نداشتيم كه جناب نادرى چشم از برادرى پوشيده از سنور مملكت تجاوز نمايد « 6 » ، هرگاه مدعاى ايشان انجام تعيين رأس الحد آن مملكت و حصول امور معهوده است ، قرين اجابت خواهد شد « 7 » و اما مذهب جعفرى را خامس مذاهب مسلمانى شماريم ، موهم حدوث فتنهء عام و موجب اختلال اين دولت ابدفرجام است ، مجرد از لفظ خامس درگذرند « 8 » و احمد پاشا را در امر مصالحه مختار نموده بودند و بعد از رسيدن اين اخبار در دويم رمضان همين سال [ 1156 ] : از موصل عطف عنان به جانب كركوك فرمود « 9 » و چون زيارت اماكن مشرفه ، مكنون ضمير بود بعد از ورود به قراتپه در جلگاء خانقين ، بنه را گذاشته ، با فوجى عازم عتبات عاليات شدند « 10 » و در منزل شهروان « 11 » ، سليمان پاشا ، كدخداى بغداد و محمد آقا كدخداى ديگر بغداد و جماعتى از اعيان از
--> ( 1 ) . در متن : ( ار ) . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 385 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 385 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 386 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 386 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 9 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 11 ) . محلى آبادان در فاصله بغداد و كرمانشاهان - در رحله منشى بغدادى اين نام ، ( شهريان ) آمده است . ( ر ك : متن عربى ، ص 40 ، و ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 780 ) .