ميرزا حسن حسينى فسايى

562

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

جانب احمد پاشا ، والى بغداد با پيشكشهاى لايق به شرف حضور رسيده ، مورد عنايت شدند و محمد آقاى كدخدا ، براى ابلاغ خبر انصراف موكب و الا و قبول امر مصالحه ، مجددا روانه اسلامبول گرديد « 1 » و اعليحضرت شاهنشاه ، وارد جلگاء بغداد گشته ، اولا به التثام آستانه و مراقد منوره كاظميين ، مشرف گشت پس به زيارت مزار ابو حنيفه رفته ، لوازم خلوص‌نيت را به عمل آورد « 2 » و روز ديگر از راه حله « 3 » عازم نجف اشرف گرديد و چون جماعتى از فحول علماى ايران و افغان و تركستان و خوارزم ، در ركاب شاهنشاهى حاضر بودند و تمامت « 4 » همت عليا مصروف اتحاد مذهب اسلام و رفع شبهه و نزاع از ميانه امت حضرت خير الانام ( ص ) بود ، علماى نجف اشرف و كربلاى معلى و حله و بغداد را « 5 » احضار نمودند و در آستانه مقدسه علويه ، مجلس مذاكره را مهيا داشتند كه با يكديگر گفتگو كرده ، مادهء مغايرت را از ميان برداشته ، طريقه اتحاد را مرعى دارند بنابراين تمامت علما در آن درگاه عرش اشتباه ، مجتمع گشتند « 6 » و بعد از گفتگو و اتحاد آراء ، وثيقه‌نامه نگاشته ، به مهر تمامى حضار مجلس رسيده ، آن را در خزانه مقدسه نجفيه سپردند و چندين سواد از روى آن برداشته ، به اطراف بلاد اسلام فرستادند و ماحصل آن وثيقه - نامه « 7 » ، نهى سب و رفض خلفاى اربعه و امر به موالات ايشان بود و اعليحضرت شاهنشاهى براى اخبار ماجراى اين مجلس ، ايلچى روانه دولت عاليه روم فرمود و از اعليحضرت قيصر ، طالب پنج مطلب كه سابقا اظهار داشته بود ، شد . مطلب اول : آنكه اهل ايران « 8 » چون از عقايد باطله « 9 » نكول و مذهب جعفرى را [ كه ] از مذاهب حقه اسلاميه است قبول نموده‌اند ، قضات مسلمين و افنديان اذعان كرده آن را خامس مذاهب شمارند . مطلب دويم : آنكه چون در كعبه معظمه ، اركان اربعه مسجد الحرام به ائمه مذاهب اربعه تعلق دارد ، ائمه مذهب جعفرى را در ركن شافعى با ائمه شافعى براى نزديكى اين دو مذهب به يكديگر شريك باشند كه بعد از ايشان با امام خود نماز گزارند . « 10 » مطلب سيم : آنكه هر ساله از طرف ايران ، امير حاجى تعيين شده كه مانند امير حاج مصر و شام در كمال عزت و احترام حجاج ايران را به مقصد رساند . « 11 » مطلب چهارم : آنكه اسراى دو مملكت نزد هر كس باشد ، آزاد كرده ، بيع و شرا ، را بر

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 3 ) . در متن : ( حيله ) - حله شهرى است در شانزده فرسخى بغداد و بر سر راه بغداد و بصره . ( 4 ) . در متن : ( تمامت آنها ) . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 387 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 388 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 388 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 558 . ( 8 ) . در متن : ( اهل ايران را ) . ( 9 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 390 . ( 10 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 391 . ( 11 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 391 .