ميرزا حسن حسينى فسايى
41
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
آمده است ، منبع حادثه را در طبرى نيز نشان دادهايم و يا اگر در تاريخ زنديه و قاجاريه ، كتابهاى معتبر ديگرى جز آنچه مؤلف بدانها اشاره كرده است موجود باشد كه احتمالا مؤلف آنها را نديده است به آنها نيز اشاره كردهايم تا خواننده علاقهمند بتواند اطلاعات بيشترى را از آنها بدست آورد . در رابطه با ادوار تاريخى مورد توجه در گفتار اول فارسنامه ناصرى ، بايد گفت كه اگرچه ما در ذيل اكثر حوادث ، منابع مربوط را بازگو كردهايم اما بطور كلى منابع اساسى زير مستقيما يا غير مستقيم در ادوار مختلف مورد استفاده مؤلف فارسنامه ناصرى قرار گرفته است : از ابتدا تا وقايع سال 623 ، مهمترين مآخذ كتاب ، كامل التواريخ ، سلجوقنامه ، تجارب - السلف ، شيرازنامه ، جامع التواريخ و روضة الصفا مىباشد . مثلا خود در ذيل وقايع سال 527 هجرى مىنويسد : « وزارت قراچه و حكومت شاه سلجوق از تاريخ كامل برداشته شد و در شيرازنامه به وصفى ديگر نوشته است . . . » « 1 » اما بيشترين سهم را در ميان منابع اين دوره ، كامل التواريخ و روضة الصفا بر عهده دارند . وقايع سال 624 تا مرگ شاه عباس را بيشتر از گرده حبيب السير ، روضة الصفا ، وصاف ، شيرازنامه ، عالمآراى عباسى برداشته است . وقايع دوره افشاريه و زنديه و قاجاريه را از جهانگشاى نادرى ، عالمآراى عباسى ، ناسخ التواريخ ، روضة الصفا ، گيتىگشاى ، روزنامه كلانتر ، تاريخ ذو القرنين و حقايق الاخبار خورموجى برگرفته است . ميرزا حسن در نقل مطالب از منابع بسيار امين است : « نگارنده اين فارسنامه ناصرى ، عبارت روزنامه را بىكم و بيش نگاشتم تا موجب عبرت خوانندگان و حيرت شنوندگان گردد عبارت روزنامه اين است : . . . » ( وقايع سال 1156 - گفتار اول ) . ميرزا حسن ، در استفاده از منابع مختلف ، همانند نقادى به گزين عمل مىكند ، مثلا بدليل آنكه در روضة الصفا تاريخ عصر نادرى بسيار مختصر است مؤلف با استفاده از جهانگشاى نادرى اين نقص را مرتفع مىسازد و در ميانه به قضاوت مىنشيند و گاهى اصلاحات و تصرفاتى در عبارات و جملهبنديها انجام مىدهد ، مثلا در جهانگشاى نادرى آمده است : « . . . اصحاب اين اعتقاد از اهل اسلام و قتل و نهب و اسر طرفين كه مسلمان و امت محمديه و برادر دينيهاند ، بر يكديگر حرام است . . . » ( ص 394 ) ولى همين عبارت در فارسنامه ناصرى چنين آمده است : « و اصحاب اين اعتقاد از اهل اسلام مىباشند و نهب و اسر فريقين كه مسلمان و امت محمديه و برادر دينىاند بر يكديگر حرام است . . . » در ضمن گفتار اول و دوم فارسنامه ناصرى به نمونههائى متعدد از اين روش ناقدانه ميرزا حسن برخورد مىكنيم فى المثل مىنويسد : « . . . اگرچه نگاشتن اين واقعه از روش فارسنامه خارج است . . . اما آنچه در تواريخ صحيح يافتم ، آن را نگاشتم . . . » ( وقايع سال 1216 ) و در جائى ديگر مىخوانيم : « . . . قاضى بيضاوى . . . شروع در نوشتن تفسيرى كه اكنون به تفسير قاضى بيضاوى مشهور است نمود و اين تفسير را از تفسير كشاف علامه زمخشرى اخذ فرموده ، در هرجا خللى يافت اصلاح نمود و هرجا اطنابى ديد ، ايجاز نمود ، صاحب كشاف در ذيل آيه
--> ( 1 ) . فارسنامه ، گفتار اول ، وقايع سال 527 .