ميرزا حسن حسينى فسايى
42
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
شريفه وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى در سوره و الضحى ، نوشته است : « بمال التجاره او الغنائم » و قاضى در كتاب خود لفظ غنائم را ، انداخته است ، براى آنكه اين سوره مكى است و قبل از وصول غنائم است . . . » يكى ديگر از منابع فارسنامه ناصرى ، سفرنامهها و آثار نويسندگانى است كه وقايع روزانه دربارها را مىنگاشتهاند : « . . . در سه كتاب تاريخ قاجاريه كه نگارندگان آنها ، معاصر فتحعلى شاه بودند و وقايع روز به روز را نگاشتهاند يكى تاريخ ذو القرنين . . . دويم روضة الصفاى ناصرى . . . و ديگرى ناسخ التواريخ سپهر . . . مسطور است كه . . . » ( وقايع سال 1230 ) « . . . در سفرنامه شاهنشاهى به عتبات عاليات كه به قلم سعادت رقم مبارك است ، چنين مرقوم است . . . » ( وقايع سال 1287 - گفتار اول ) در مورد منابع گفتار دوم فارسنامه ناصرى بايد گفت كه ميرزا حسن در اين بخش از كتابهاى جامجم معتمد الدوله فرهاد ميرزا ، نقشه الكسندر جونز ، مستخرجات قبله حكيم دانشور ميرزا عبد الغفار اصفهانى ، معلم و استاد علوم رياضيه مدرسه دار الفنون ، كتب هيئت و حساب ، مزارات شيراز ، شيرازنامه زركوب ، شرح لمعه دمشقى ، طيف الخيال ، قانون ابن سينا ، سلم السموات ، سلافة العصر ، سلوة الغريب ، شرح صحيفه سجاديه ، روضات الجنان ، رياض العلما ، شرح چغمينى ، رسالة الابرار فى اخبار الاخيار و تحرير اقليدس سود برده است اما در واقع هيچيك از اين كتابها نمىتواند جاى نقش اصلى و سازنده مشاهدات و سفرها و يادداشتهاى خود ميرزا حسن را پر كند و با زحمات شخصى و مساعى مبذوله مؤلف در گردآورى اطلاعات و مواد كتاب همسنگ باشد زيرا در بخش دوم كتاب حتى 50 / 1 مطالب از كتب و منابع كتبى نيست و بقيه فقط با تفحص و تجسس شخصى و عينى مؤلف و با صرف وقت و سفرها و مصاحبهها و . . . حاصل شده است به اين جملهها از وى در وصف يك ناحيه دورافتاده فارس كه در هيچ كتابى نيز نيامده است بنگريد تا دقت و مطالعه عينى او را در ترسيم مشهوداتش دريابيد : « ناحيه فين و كهره : ميانه جنوب و مشرق فرگ ، درازى آن از قريه لاور تا قريه آبماه ، يازده فرسخ ، پهناى آن ، از قريه فين تا رودر ، ده فرسخ ، محدود است از جانب مشرق به ناحيه رودان و احمدى و از سمت شمال به ناحيه فارغان و از طرف مغرب به نواحى لارستان و از جانب جنوب به نواحى عباسى ، هواى اين ناحيه بعد از نواحى عباسى از همه گرمسيرات فارس گرمتر است ، آبش از چشمههاى شيرين گواراست ، معيشت اين ناحيه از چوب و شاخه و برگ نخل است ، در همه فين ، 20 خانه بهم پيوسته نباشد بلكه سه چهار خانه در نخلستانها پراكنده است و خانهها را حصارى نيست و در اين ناحيه ، به علاوه نخل ، نارنج و ليمو و ترنج و درخت انبه و چلقوزه ، به خرمى و تنومندى ، فراوان است . . . » ( گفتار دوم - بلوك سبعه ) . مؤلف فارسنامه در عين حال گاهى به ضعف اطلاعات خود در زمينهاى معين اشاره مىكند مثلا در بلوك سرحد شش دانگه ( در گفتار دوم ) مىنويسد : « تميز و تشخيص هر يك از اين نواحى از ديگرى بدست نيامد كه نگاشته گردد . . . » تمام منابع فارسنامه جنبه تاريخى و جغرافيائى ندارد و بعضى شامل مقدمات علمى ، اطلاعات ادبى ، لغت ، تفسير و . . . مىباشد .