ميرزا حسن حسينى فسايى
544
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
فتح كابل يك نفر از يساولان دربار را مأمور داشت و نامه به پادشاه هندوستان نگاشت كه مدتى - مديد مىگذرد كه على مردان خان شاملو و محمد على خان قوللر آقاسى را روانه دربار آن پادشاه نموديم و سد باب [ و ] راه فراريان افغان [ را ] به آن حضرت اشعار داشتيم و براى تأكيد در مطلب ، ايلچى ديگر روانه ساختيم ، يك سال متجاوز ، او را نگاه داشته ، به جواب نامه نپرداختند و معلوم است كه اهمال و تغافل در اين امور ، ناشى از مخالفت و بيگانگى است و بعد از فتح قندهار گمان چنان بود كه اين دو دولت هواخواه يكديگرند و تنبيه افغانان مرضى خاطر جانبين است ، پس براى تنبيه آنها به جانب غزنين آمديم و مردمش ، مردمى كرده ، آداب و رسوم را به عمل آورده ، مورد عنايت ما شدند ، اما اهالى كابل كه در عالم اتحاد دولتين بايد به لوازم خدمتگزارى « 1 » پردازند ، در سعادت را بر خود بسته ، با افغانان اتفاق كرده ، اظهار نفاق نمودند و چون اين حركت بر خلاف ادب صادر شده بود ، از راه يگانگى ، در مقام تأديب آنها رانديم و چون روى اميد به دربار ما آوردند ، محض خاطر آن پادشاه ، اهل كابل را مورد احسان ساخته ، مقرر داشتيم كه احدى ، متعرض مال و عيال آنها نگردد « 2 » و ما را تاكنون جز تنبيه افاغنه منظورى نبود . پس نامه را به يساول داده به مصاحبت چند نفر از اعيان كابل روانه شاه جهانآباد نمود كه حقيقت حال را مفهوم پادشاه هندوستان دارند و بعد از ورود اين جماعت به جلالآباد ولد مير عباس افغان « 3 » كه حاكم جلالآباد بود ، اعيان كابل را منع از رفتن نمود [ و ] يساول اعليحضرت نادر شاه را بكشت پس نادر شاه كه طالب چنين بهانهاى بود ، فرصت را غنيمت دانسته ، براى تسخير هندوستان ، رايات ظفر آيات را در جلالآباد برافراشت و در زمان توقف موكب و الا در كابل نسخه مميزى املاك فارس به مصحوب مستوفيان كه در سال [ 1149 ] « 4 » مأمور گشته بودند رسيد و در جلالآباد فرمان همايونى « 5 » شرف صدور يافت كه تمامت تيولات و موقوفات مملكت فارس ، ضميمه خالصهجات ديوانى شده ، نواب محمد تقى خان بيگلربيگى فارس ضبط ديوان اعلى نموده ، متوليان موقوفات و تيولداران خالصهجات ديوانى را محروم دارد . و نگارنده اين فارسنامه ناصرى گويد : فرمانى از نادر شاه ديدم كه به محمد تقى خان - بيگلربيگى فارس نوشته بود ، اگر واقف املاك موقوفه براى اولاد خود حقى از منافع آن املاك قرار داده ، اگرچه به عنوان حق توليت باشد بايد حقوق آنها را به همان اندازه از ملك موقوفه برساند . در اين مدت متمادى ، امناى دولت هندوستان در بستر غفلت خفته بودند و چون خبر فتح قندهار را شنيدند ، چنين پنداشتند كه نادر شاه عود به ايران كند و زمانيكه ورود اعليحضرت - نادر شاه را به كابل دانستند ، اعتماد به شجاعت و دلاورى افغانان كرده ، در خيال تدارك كار
--> ( 1 ) . در متن : ( خدمتگذارى ) . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 311 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 312 . ( 4 ) . در متن : ( سال 1049 ) و ر ك : حوادث سال 1149 در همين كتاب . ( 5 ) . در متن : ( هميونى ) .