ميرزا حسن حسينى فسايى
539
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ملا على اكبر ملاباشى « 1 » با نامهء همايون و يك زنجير فيل و هداياى نفيسه ، روانه دربار قيصر نموده ، خبر جلوس همايون را با صورت واقعه به اعليحضرت پادشاه ممالك روم اعلام فرمود و انجام امر مصالحه را موكول به شرائط پنجگانه مذكوره فرمودند و ايلچى براى تبليغ وقايع به چاپارى نزد پادشاه مملكت روس فرستاد و حكام و قضات و اشراف و اعيان ممالك ايران را به خلعتهاى مناسب رتبه و شأن به هر يك عنايت فرمود و چند روز كه از كارهاى جهاندارى فارغ گشت ؛ و نوروز سنه لوىئيل در هفتم ماه ذى القعده [ 1148 ] : اتفاق افتاد و اعليحضرت - شاهنشاهى جشن نوروزى را در صحراى مغان گرفته ، ايام هفته را به عيش و عشرت گذرانيد . صاحب تاريخ جهانگشا نگاشته است « 2 » : هر روزه بزم سپهر بسطت را به تجرع اقداح راح - ارواح ريحانى پرداخت : ( شعر ) در سراى مغان رفته است و آب زده * نشسته پير و صلائى به شيخ و شاب زده « 3 » شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده * عذار مغبچگان راه آفتاب زده در دويم ماه ذى الحجه همين سال [ 1148 ] : « 4 » رايات ظفر آيات را به عزم تسخير قندهار از جلگاء مغان حركت داده ، وارد قزوين گرديد و چون وقتى كه در صحراى مغان [ بود ] ، محمد تقى خان بيگلربيگى مملكت فارس ، استدعاى مرخصى مىنمود ، پادشاه جمجاه نادر شاه در باب استخلاص جزيره « 5 » بحرين كه مدتى در تصرف شيخ جباره هولهاى آمده بود ، تأكيدات بليغه فرمود « 6 » و نواب محمد تقى خان بعد از ورود به فارس ، فوجى از سپاه دشتى و دشتستان را براى تسخير بحرين معين داشته ، روانه قلعه ريشهر « 7 » كه فرسخى جنوبى بندر بوشهر است داشت و معلوم گرديد كه شيخ جبار هوله به عزم حج از بحرين رفته و نايبى براى خود گذاشته است و بعد از اين اطلاع ، سپاه مأموره بر كشتيها نشسته ، وارد بحرين شده ، بعد از كوشش زياد ، سپاه فارس ، فيروزى يافته ، قلعهجات بحرين در تصرف آنها درآمد و نواب محمد تقى خان بيگلربيگى كليد قلعهجات بحرين را به درگاه معلى فرستاده « 8 » ، به خلعتهاى فاخره سرافراز شده ، ولايت بحرين ضميمه ولايات فارس گرديد و چون على مراد خان بختيارى « 9 » با پنجهزار نفر شرير بىباك ، خودسر گشته ، به آزار و غارت همسايگان پرداخته ، اسباب بىنظمى نواحى شده بود ، كوكبه همايون براى دفع و رفع او از قزوين حركت فرمود و چون به منزل چاپلق نزول اجلال نمود « 10 » ، على مراد بختيارى از بخت خود ، نامراد گشته در كوهستان ، ميانه اصفهان و شوشتر كه همه
--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 274 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 545 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 275 . ( 3 ) . ابيات از حافظ است . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 276 . ( 5 ) . در متن : ( برده ) . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 277 . ( 7 ) . ( محمد تقى خان فوجى از قشون فارس را به قلعه نادريه فرستاده ) . جهانگشاى نادرى ، ص 277 . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 277 . ( 9 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 280 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 546 . ( 10 ) . در متن : ( نبود ) .