ميرزا حسن حسينى فسايى

540

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

دره‌هاى « 1 » عميق و قله‌هاى بلند است و در نظرها جلوه داشت كه كسى بر آن « 2 » غالب نگردد ، متحصن گرديد . پس همت و الا براى تنبيه او در ماه ربيع دويم سال 1149 : عازم كوهستان بختيارى شده « 3 » ، در حوالى كوهى كه بختياريان « 4 » سنگر بسته ، پاى قرار را استوار كرده بودند ، وارد گشت و فوجى از اكراد و افاغنه را به دفع آنها مأمور داشت « 5 » و آن طايفه به استحكام مكان مغرور شده ، به مدافعه كوشيدند و بعد از كشش و كوشش ، مغلوب شده ، ششصد نفر اسير و كشته گشتند و بازماندگان ، پل رودخانه « 6 » را شكسته ، فرار نمودند ، پس به اشاره و الا ، به ساختن پل پرداخته ، سپاه ظفرپناه را عبور داده و بعد از چند روز ، على مراد خان بختيارى با عيال گرفتار گشته « 7 » ، به حضور همايونى رسيده ، دست و پايش را بريده ، چشمهاى او را كنده « 8 » وفات يافت ، پس چهار هزار نفر از طايفه بختيارى انتخاب فرموده ، ملازم ركاب قرار داد و سه هزار خانوار را مأمور به توطن خراسان داشته ، روانه نمود . پس موكب ظفر كوكب ، در ماه جمادى دويم « 9 » همين سال [ 1149 ] : وارد اصفهان گرديد و چند نفر از ارباب فلاحت و زراعت و جماعتى از مستوفيان را از اصفهان مأمور فرمود كه تمامت املاك فارس را مميزى نموده ، مداخل و مخارج و حقوق بازاريان را سنجيده ، تفاوتى در ميان خالصه ديوانى تصرفى ديوان اعلى و سادات و علما و اعيان و اربابى موقوفه بر مساجد و مدارس ارباب‌داران ، نگذاشته « 10 » براستى و درستى بىخيانت و اجحاف و جور و اعتساف به اطلاع نواب محمد تقى خان بيگلربيگى مملكت فارس در دفترها ثبت نموده ، بعد از تطابق و توافق صورت آنها را به نظر همايونى رسانند تا مال و منال ديوانى آنها را بر وجه معدلت قرار دهند پس بناى مميزى بر اين وجه را در تمامى ممالك محروسه ايران مقرر فرمود . و موكب و الا در ماه رجب با هشتاد هزار مرد بهادر به عزم تسخير قندهار از اصفهان نهضت فرمود [ و ] از راه ابرقوه و كرمان و سيستان آمده « 11 » ، جماعتى را مأمور داشته ، اطراف بلوچستان را نظم داده ، عود نمودند . پس موكب و الا ، از سيستان حركت كرده روز بيست و يكم ماه شوال همين سال [ 1149 ] : از

--> ( 1 ) . در متن : ( درهاى ) . ( 2 ) . در متن : ( از ) . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 281 . ( 4 ) . در متن : ( بختياران ) . نام اين محل در تاريخ جهانگشاى نادرى ، ص 281 و 713 : ( ليروك ) دهى از دهستان زلقى اليگودرز بروجرد است . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 282 . ( 6 ) . مقصود پل رودخانه ليروك است . ( جهانگشاى نادرى ، ص 282 ) . ( 7 ) . على مراد خان در بيغولهء كوه كوركش پنهان شده بود و دوستان او كه اسير شده بودند مكان وى را به لشكريان نادرى نمودند . ( جهانگشاى نادرى ، ص 283 ) . ( 8 ) . بعد از دو روز وفات يافت . ( جهانگشاى نادرى ، ص 283 ) . ( 9 ) . در نهم جمادى الاخر . ( جهانگشاى نادرى ، ص 283 ) . ( 10 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 13 ببعد . ( 11 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 284 .