ميرزا حسن حسينى فسايى
532
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به آنها نمىرسيد به فرمان نايب السلطنه ، در چهار فرسخى آن شهر ، مكان مرغوبى را معين داشته ، بناى شهر تازهاى [ را ] گذاشتند و به اندك زمانى به حليهء آبادى رسيد ، پس اهالى شهر كهنه را كوچانيده ، در شهر نو ، منزل دادند و آن را دار الملك شيروانات قرار فرمود « 1 » . و چون زمستان گذشت و گنجه در تصرف سپاه رومى باقى بماند و عبد اللّه پاشا « 2 » والى مصر و سرعسكر سپاه رومى مدتى مديد در نواحى قارص « 3 » توقف داشت و اهالى گنجه را به آمدن خود در انتظار مىگداخت و چون كوه راسخ از جاى خود نجنبيد ، نواب نايب السلطنه فوجى را بتاخت نواحى قارص مأمور نمود كه شايد عبد اللّه پاشا بر سر غيرت آمده از قارص متوجه گنجه گشته با دليران ايرانى رزمى نموده باشد و عبد اللّه پاشا به تجاهلكارى پرداخته از حركت اعراض مىنمود « 4 » كه : گر كنى گوش ور برى دنبم * كه من از جاى خود نمىجنبم پس نواب نايب السلطنه ، امورات نواحى را منتظم داشته ، جماعتى را براى محاصره گنجه ، مقرر فرمود و موكب فيروزى كوكب از گنجه حركت نموده ، به جانب قارص شتافت در ميانه راه شنيد كه تيمور پاشا « 5 » با شش هزار نفر روانهء تفليس است ، نواب نايب السلطنه از دو راه مقرر داشت كه كوچ بر كوچ رفته « 6 » و خود به جانب تفليس برفت و بعد از چند منزل معلوم گرديد كه تيمور پاشا سيورسات « 7 » براى مأمورين تفليس برده ، مراجعت نموده است و نواب نايب السلطنه عطف عنان نموده ، از بيراهه عازم اردوى خود گرديد با آنكه آفتاب در چند درجه از برج ثور بود درههاى « 8 » كوه چنان از برف پر بود كه عبور ممكن « 9 » نبود و چندين اسب در برف فرو رفت كه اثرى از او نماند ناچار « 10 » گشته ، راه « 11 » نزديك را دور نموده به اردوى اعلى ملحق گرديد . و در روز غره محرم سال 1148 : يك فرسخى قارص را مقر اردو قرار داد و عبد اللّه پاشاى - سرعسكر در قلعه قارص توقف نمود « 12 » و سپاه رومى را كه شمارهء آنها به يكصد و بيست هزار مىرسيد در جوانب قلعه مقرر داشت و روز ديگر سپاه ايرانى بر روميان تاخته ، جمعيت آنها را متفرق
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 542 ، جهانگشاى نادرى ، ص 247 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 542 ، جهانگشاى نادرى ، ص 248 . ( 3 ) . نام ناحيهاى وسيع در شمال ايران و جنوب اردهان در سر راه آذربايجان و ارزنة الروم و شهرى در اين ناحيه كه در كنار جاده گمرى به ( حسن قلعه سى ) قرار دارد . ( جهانگشاى نادرى ، ص 696 ) . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 248 . ( 5 ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 249 : ( تيمور پاشاى ملى ) . ( 6 ) . ( . . . و در قلعه لورى بار اقامت گشوده منتظر انصراف موكب اقدس باشند ) . جهانگشاى نادرى ، ص 249 ، روضة - الصفا ، ج 8 ، ص 542 . ( 7 ) . در متن : ( سيورست ) ، سيورسات به معنى زاد و توشه و ما يحتاج و ملزومات لشكر است كه قبل از ورود سپاه آماده مىشود . ( 8 ) . در متن : ( درهاى ) . ( 9 ) . در متن : ( ممكن عبور ) . ( 10 ) . در متن : ( ناچاره ) . ( 11 ) . در متن : ( مكرر ) . ( 12 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 250 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 542 .