ميرزا حسن حسينى فسايى
533
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
ساخته ، چندين فوج از سپاه روم ، فرار كرده ، به جانب وان و ارزنة « 1 » الروم رفتند و بازماندگان ، خود را به قلعه انداخته ، متحصن شدند و اردوى اعلى سه روز قارص را محاصره داشته ، رقيمه « 2 » ، به عبد اللّه پاشا فرستاده ، او را به ميدان جنگ دعوت نمود و چون جوابى نرسيد ، موكب و الا متوجه ايروان گرديده « 3 » ، در يك فرسخى شهر ايروان نزول نمود و عبد اللّه پاشا والى مصر و سرعسكر رومى از انصراف موكب نايب السلطنه از ظاهر قارص ، حمل بر ضعف سپاه يا سانحهء حادثه در بلاد ايران نموده ، جمعيت متفرقه خود را جمع داشته كه موافق ثبت دفتر روميه و تقرير محمد آقا - ذخيرهچى « 4 » كه در جنگ اسير گشت ، معادل هفتاد هزار نفر سوار و پنجاه هزار پياده ينگچرى بود « 5 » ، عازم ايروان گرديد و چون اين خبر به نواب نايب السلطنه رسيد ، بنه را گذاشته ، پانزده هزار نفر از سپاه كينهخواه [ را ] برداشته ، به قصد استقبال سرعسكر نهضت نمود و چون نزديك به مقصد رسيد ، تا نيمه شب به انتظام امور لشكر پرداخته ، منتظر روز فيروزى بود ، در نيمهء دوم از آن شب در عالم واقعه « 6 » ديد كه جانورى مهيب ، شبيه به گاوميش « 7 » در ميان خيمهاى كه در منازل تعجيلى او برپا مىشد « 8 » رو به او آورد و آن شير صولت به آن جانور حمله كرده ، گردن او را گرفته ، به خاك هلاكش كشيد ، چون صبح شد سران سپاه را بخواست و خواب دوشينه را القاء داشت ، پس فرمود : دشمن مغرور است و جمعيتش پرزور و در برابر ما نشسته و دو جانب ديگر ما به قلعه ايروان و زنگىچائى « 9 » پيوسته ، اگر فتورى در عزم و رزم ما شود ، راه نجات از همهجا بسته ، پس توكل به قوت ايزدى بايد نمود تا از پردهء غيب چه بر در كشند « 10 » و عبد اللّه پاشا ، توپخانه را دو قسمت كرده ، نيمهاى را بر فراز تلى گذاشت و خود در پس تل بايستاد « 11 » و نيمه ديگر را به جانب يسار فرستاد و سپاه ايرانى در حركت آمده ، نواب نايب السلطنه ، با جمعى از بهادران ، بر سر توپخانه كه بر فراز تل بود ، تاخته ، توپخانه رومى را متصرف گرديد « 12 » و پاى ثبات سرعسكر لغزيده ، شكست بر اردوى رومى افتاد و سپاه ظفرپناه تا كنار آرپهچائى « 13 » ، اردوى شكسته را تعاقب نمودند و در آن روز چندين هزار نفر از لشكر رومى ، عرضهء تيغ هلاك و اسير
--> ( 1 ) . در متن : ( ارزن ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 251 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 543 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 251 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 543 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 251 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 541 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 252 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 543 ، جهانگشاى نادرى ، ص 252 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 252 . ( 7 ) . ( شبيه به گاوميش و پلنگ ) . جهانگشاى نادرى ، ص 252 . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 252 : ( در ميان خيمه رشيدى كه مخصوص آن حضرت بود و در منازل زده مىشد ) . ( 9 ) . در متن : ( زنگىجائى ) با توجه به جهانگشاى نادرى ، ص 253 ، تصحيح شد . زنگىچائى نام رودى است در ايروان . ( 10 ) . در متن ناخوانا . ( 11 ) . در متن : ( به ايستاد ) . ( 12 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 543 ، جهانگشاى نادرى ، ص 253 . ( 13 ) . در متن : ( آرپهجانى ) اما ارپهچاى يا آرپهچائى ، نام رودى است در حد تركيه و روسيه و نزديك قارص كه پس از 80 ميل جريان به رود ارس مىريزد . ( دهخدا ) .