ميرزا حسن حسينى فسايى

514

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و سيدال را گرفته ، عود به شيراز نمود « 1 » و زمان تغلب افغانان را سپرى فرمود و چون طهماسب قلى خان ، قبل از تسخير شيراز ، نذر كرده بود كه بعد از فتح ، توليت آستانه مباركه شاه‌چراغ را به ميرزا محمد حسين شريفى شيرازى واگذارد « 2 » به وعده وفا نمود و بعلاوه مبلغ يكهزار و - پانصد تومان رايج آن زمان براى تعمير بقعه مباركه و مقدار هفتصد و بيست مثقال طلاى خالص را قنديلى ساخته به زنجير نقره ، در حرم محترم شاه‌چراغ آويختند و آن قنديل تا سال 1239 كه تمام عمارات آن بقعه از زلزله خراب شد ، باقى بود و همان قنديل را شكسته ، فروخته ، قيمت آن را به مصارف تعمير ، خرج نمودند . و روزى نواب طهماسب قلى خان در تكيه خواجه حافظ از ديوان بلاغت‌نشانش تفأل نموده ، اين غزل در بدايت صفحه آمد « 3 » : شعر : سزد كه از همه دلبران ستانى باج * چرا كه بر سر خوبان عالمى چون تاج ز چشم مست تو پرفتنه جمله تركستان * به چين زلف تو ما چين و هند داده خراج به شكرانه اين بشارت ، تكيه خواجه ( ره ) را تعميرى لايق نمود و آنچه از افغانان در بلوكات مانده بود به حضور سپهسالار رسانيدند ، هر كس صاحب رتبه بود ، روانه اصفهانش فرمود و مابقى را به سياست رسانيد ، افغانانى كه از افغانستان به ايران آمدند هيچ بازگشت نكردند ، يا در جنگها كشته شدند يا در بيابانها از تشنگى و گرسنگى بمردند يا اسير شده به غلامى به فروش رسيدند ، جماعتى بر كشتى نشسته به جانب بحرين و لحسا ، رفتند « 4 » ، هنوز پياده نگشته كه به حكم شيخ بنى خالد كشته شدند ، شيخ محمد حزين « 5 » صاحب تاريخ ، [ حزين ] نوشته است : در مسقط خدمت خداداد خان افغان والى سابق لارستان رسيدم كه به شغل سقائى معيشت مىنمود « 6 » و اين مكافات مصائبى بود كه بر مردم ايران وارد آوردند و در مدت هفت سال سلطنت نزديك به چهار كرور خلق را كشتند و بهترين ممالك آن را خراب داشتند و نيكوترين عمارات را ويرانه ساختند و نواب طهماسب قلى خان سپهسالار ، زمستان را در شيراز گذرانيد « 7 » و از اتفاقات آنكه چندين بار ، بارانهاى هفت شبانه‌روزى بباريد و آنچه خانه از دست افغان بدر رفته بود ، از باران و برف خراب گرديد و چون مردمش از چنگ افغان نجات يافته بودند به نشاط و سرور گذرانيدند .

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 112 . ( 2 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ص 6 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 113 و 114 . ( 4 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 2 ، ص 16 . ( 5 ) . شيخ محمد على بن ابيطالب متخلص و معروف به حزين ، از افاضل علماء ايران به قرن دوازدهم است كه در سال 1103 در اصفهان متولد و در سال 1127 در همانجا درگذشت . ر ك : مقدمه تاريخ حزين ، چاپ تائيد اصفهان ، سال 1332 ، ص الف تا ى . ( 6 ) . ( پس از چندى كه من به سواحل عمان رسيدم پسر يك برادر اشرف را كه قريب بيست سال عمر داشت و خداداد - خان حاكم لار را كه از امراى بزرگ ايشان بود در شهر مسقط بديدم ، هر دو مشكى بر دوش گرفته ، آب به خانه‌ها مىبردند . . . سرور خان نامى نيز از امراى ايشان در آنجا بود گفتند به مزدورى كار گل مىكند ) . تاريخ حزين ، چاپ تائيد اصفهان ، ص 89 . ( 7 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 114 .