ميرزا حسن حسينى فسايى

483

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گجرات علم اقتدار افراشته ، خطبه و سكه را به نام ائمه اثنىعشر ( ع ) قرار داده « 1 » ، حكيم كاظم - قمى « 2 » را به رسالت ايران مأمور داشته ، از اعليحضرت شاه عباس مدد و اعانت خواست و نواب - محمد قاسم بيگ والى شيراز و ميرزا محمد هادى وزير فارس ، به فرموده پادشاه جم‌جاه ، هزار نفر تفنگچى دشتستانى و لارستانى را براى اعانت او ، روانه هندوستان فرمودند « 3 » و هنوز سپاه فارس به مقصود نارسيده ، اخبار گرفتارى شاهزاده مرادبخش به دست برادر خود شاهزاده اورنگ زيب رسيد ، آن سپاه عود به لارستان و دشتستان نمودند . و هم در اين سال [ 1067 ] : وزارت مملكت فارس به ميرزا نظام الملك پسر ميرزا حسين - بيگ جابرى انصارى شيرازى اصفهانى الاصل وزير سابق رسيد . و در سال 1068 : پل زاينده‌رود و چندين عمارت عالى مانند خلوتخانه و ديوانخانه و طاوس‌خانه ، در شهر اصفهان به فرمان شاهنشاه دين‌پناه ، به انجام رسيد . « 4 » و چون مبناى بناى سلطنت عليه صفويه بر طريقه سلسله صوفيه صافيه كه از ارادت كيشان جناب ارشادمآب شيخ صفى الدين اسحق اردبيلى كه سلسله طريقهء خود را به امام هشتم : حضرت - رضا عليه الف تحية و ثنا منتهى ساخته بود و اعليحضرت شاهنشاه اعظم ؛ شاه طهماسب طريقه صوفيه صافيه را با شريعت عليهء عاليه جمع فرمود ، پس اعليحضرت شاهنشاه اعظم شاه عباس ماضى بر تعظيم و اكرام مشايخ اين دو سلسله افزود و اين دو طايفه را با هم آميخت « 5 » كه مشايخ شريعت اذكار اعمال مخفيهء اهل طريقت را پسنديده ، در زمره آنها قرار يافتند چنان كه از كلمات جناب شيخ بهاء الدين عاملى رحمة اللّه عليه ، ظاهر است و اعليحضرت شاهنشاه اعظم شاه عباس - دويم در ترويج شريعت و طريقت به اقصى نهايت كوشيده و چنان نمود كه جناب علامه صمدانى مولانا محسن [ فيض ] كاشانى ، جامع علوم شريعت و رموز طريقت گشته ، در اين باب كتابها نوشت و رساله‌ها « 6 » پرداخت و ساير علماى شريعت و مشايخ طريقت چنان بودند كه هر يك به ديگرى اقتدا نموده ، خود را بهره‌مند مىدانستند . و اعليحضرت اشرف ظل اللهى در اين سال [ 1068 ] : كه از همه‌جا و همه‌چيز فراغت يافته دل‌آسوده بود ، اوقات فرخنده آيات را به معاشرت سلسله علما و عرفا مىگذرانيد و از اين دو طايفه طلب نصيحت و موعظه مىنمود . در همين سال [ 1068 ] : به فرمان پادشاه بىهمال ، خانقاهى در نهايت امتياز در كناره زاينده‌رود براى مسكن فقرا و اهل حال بنا كردند و گنبدى عالى در آن ساخته ، نام آن را « تكيهء فيض » فرمود كه ارباب وجد و عرفان در آن خانقاه منزل نموده ، در اوقات مخصوصه در گنبد خانقاه مشغول به ذكر خفى و جلى گشته ، خاتمه عمل را ، فاتحه براى دوام عمر و دولت حضرت - ظل اللهى قرار دهند و چندين مزرعه را از وجوه حلال خريده ، وقف بر آن خانقاه فرمود « 7 » كه منافع

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 478 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 478 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 478 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 481 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 480 . ( 6 ) . در متن : ( رسالها ) . ( 7 ) . در متن : ( دركه ) .