ميرزا حسن حسينى فسايى
468
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
اشرف رفته ، آن دو آستانه مباركه را بوسيده ، به لوازم زيارت اقدام نمود و صندوقهاى قيمتى و پوششهاى زربافته و ديباهاى شوشترى و فرشهاى ابريشمى را سرانجام داده ، عود به بغداد نمود و باز براى ادراك زيارت رجبيه به مشهد مقدس حسينيه مشرف گشت ، پس به نجف اشرف رفته ، عتبه عليهء عاليه را زيارت كرده ، عود به بغداد نمود ، پس به روضهء مقدسه سرمنرآى رفته ، ادراك سعادت كرد و به آحاد و افراد ساكنين اماكن مشرفه عراق عرب حتى كودكان گهواره ، احسان و انعام فرموده ، عود به دار السلطنه اصفهان نمود . « 1 » و در اين سال [ 1033 ] : نواب امام قلى خان بيگلربيگى مملكت فارس با سپاه فارس از طريق شولستان و بهبهان به شوشتر و اهواز رفته ، سيد محمد خان پسر سيد مبارك « 2 » را استقلالى در حكومتش داده ، به صوب محمره و فلاحى و قصبه دورق كه از مضافات فارس شده بود ، آمده ، نظمى بسزا به آن نواحى داده ، عود به شيراز نمود . و در اين سال [ 1033 ] : وزارت عظمى به سيد سند ، علامهء معتمد ، علاء الدولة و الدين - ميرزا حسين پسر ميرزا رفيع الدين محمد حسينى آملى الاصل اصفهانى المنشاء و الموطن عنايت گرديد و او را به لقب اعتماد الدوله ، سلطان العلما خليفة السلطان ، سرافراز فرمودند « 3 » . و در سال 1034 : چون اخبار بغداد به استنبل رسيد ، اعليحضرت سلطان مراد خان رابع كه بعد از سلطان عثمان خان ثانى شاهنشاه مملكت روم شده بود ، حافظ محمد پاشا بيگلربيگى دياربكر « 4 » [ را ] براى تسخير بغداد مأمور فرموده با جنود نامعدود ، به عراق عرب رسيد و بغداد را محاصره نمود و اعليحضرت شاه عباس بهادر خان از اصفهان به عزم بغداد ، تشريففرماى همدان شد و بيست و پنجهزار نفر سوار به سردارى زينل بيك « 5 » به حمايت حاكم بغداد از پيش روانه فرمود و موكب و الا از دنبال آنها به نواحى بغداد نهضت نمودند و چون زمان محاصره به سه ماه رسيده بود و فتورى در احوال اهل بغداد بود ، پادشاه جمجاه براى اعانت و تقويت بغداديان ، هزار نفر تفنگچى عراقى به سردارى امير خلف بيك « 6 » سفرهچى مأمور فرمود و مصحوب هر نفرى مقدارى سرب و باروت نمود و خلف بيك و تفنگچيان آواز را به اللّه اللّه چنان كه شعار سپاه قزلباش است بلند كرده ، از ميان اردوى رومى گذشته ، وارد بغداد شدند و جانى تازه به بغداديان رسانيدند و نيكنامى آنها را در دفاتر ثبت نمودند و نواب امام قلى خان « 7 » بيگلربيگى با سپاه الوار ممسنى و كوهگيلويه و بلوكات و اتراك ايلات فارس و اعراب دورق و رامهرمز از بهبهان و شوشتر گذشته به هفت فرسخى بغداد كه چراگاه دواب سپاه رومى بود ، رسيد ، موازى هزار سر اسب از آنها گرفته به اردوى اعلى ملحق گرديده و سپاه قزلباش از اطراف اردو رومى درآمده ، آذوقه را از آنها بازداشتند و چون زمان محاصره بغداد به هفت ماه رسيد و چندين بار جنگ اتفاق افتاد و
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 434 ، عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 1004 ، 1011 ، 1012 . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 1012 . ( 3 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 1013 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 434 ، عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 1023 ، در عالمآراى عباسى : حافظ احمد پاشا . ( 5 ) . او بعدا بوسيله شاه صفى به علت شكست از روميان تركستان كشته شد و ريزريز گشت . ر ك : وقايع سال 1039 در همين كتاب . و ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 434 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 434 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 435 .