ميرزا حسن حسينى فسايى

461

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

صد و پنجاه تومان عراقى براى كفن و دفن او عنايت فرمود و به احترام تمام او را روانه مشهد مقدس نمود و در گنبدى كه در جوار روضهء مقدسه ، اللّه‌وردى خان ساخته بود و تاكنون به نام اللّه‌وردى خان باقى است ، دفن گرديد و از غرايب اتفاقات آنكه دو سه روز پيش از ناخوشى او معمار و ملازمى را كه براى ساختن آن گنبد روانه خراسان داشته بود ، از مشهد به اصفهان آمده ، خبر ساختن و پرداختن آن گنبد را به اللّه‌وردى خان رسانيدند « 1 » و روز بعد از وفات او خلف - الصدقش امام قلى خان « 2 » كه به رتبهء ايالت لارستان و امير ديوانى برقرار بود به جاى پدر به حكومت و فرمانفرمائى فارس سرافراز گشته ، او را بيگلربيگى گفتند و اعليحضرت اشرف به منزل امام قلى - خان بيگلربيگى تشريف برد و بازماندگان اللّه‌وردى خان را مورد عنايت و شفقت فرمود . و هم در اين سال [ 1021 ] : فرمان كلانترى مملكت فارس به نام مير شاه حيدر ، خلف - الصدق مير سلطان ابراهيم حسنى حسينى شيرازى كلانتر سابق فارس شرف صدور يافت . و هم در اين سال [ 1021 ] : طهمورث خان والى خطه كاخت گرجستان « 3 » و لوارصاب خان والى ناحيه كارتيل « 4 » گرجستان كه هر دو پروردهء نعمت اعليحضرت شاه عباس بودند ، سر از چنبر اطاعت و فرمانبرى كشيدند و پادشاه جم‌جاه ، براى تنبيه آنها از اصفهان حركت فرموده ، وارد خطه كاخت گرديد و طهمورث خان فرار كرده به ناحيه كارتيل رفته ، به مصاحبت لوارصاب خان ، پناه به كوهستان و جنگل گرجستان بردند و اعليحضرت ، اشرف ، عيسى خان پسر عموى طهمورث - خان را والى خطهء كاخت فرمود « 5 » . و عيد نوروز سنه پارس‌ئيل در روز هشتم ماه صفر سال 1022 : اتفاق افتاد و پادشاه كامگار در خطه كاخت به شادى و خرمى ، جشن نوروزى را گذرانيد و موكب و الا در ناحيه كارتيل گرجستان نزول اجلال فرمود و لوارصاب خان از عمل خود پشيمان گشته ، به پايهء سرير اعلى آمده ، مورد عنايت گرديد . « 6 » و حضرت اشرف ، تابستان اين سنه را در گرجستان به پايان رسانيد و در اوائل زمستان از گيلان گذشته ، در فرح‌آباد مازندران نزول اجلال نمود و جماعتى از ارامنهء شيروان و آذربايجان كه به گرجستان رفته بودند ، معادل پانزده هزار خانواده به مازندران فرستاده ، در اشرف البلاد متوطن شدند و بسيارى از ايلات قراغلو را روانه دارابجرد فارس فرمود . « 7 » هم در اين سال [ 1022 ] : نواب امام قلى خان بيگلربيگى فارس ، مدرسه رفيع وسيعى ، مشتمل بر يكصد حجره فوقانى و تحتانى و زوايا « 8 » و كرياس و مدرس و چهار اطاق بلند وسيع و

--> ( 1 ) . ( از نوادر اتفاقات در آن چند روز ملازمى كه سر كار آن عمارت بود ، آمده ، خان از او تحقيق عمارت و زيب و زينت آن مىنمود آن ترك ساده‌دل گفت كه گنبد عالى و ايوانى كه جهت مدفن ترتيب يافته در كمال زيبائى اتمام يافته منتظر ورود مقدم عالى است . . . ) عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 871 . ( 2 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 871 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 414 . ( 4 ) . ر ك : همانجا . ( 5 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 873 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 414 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 415 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 877 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 415 . ( 8 ) . در متن : ( روايا ) .