ميرزا حسن حسينى فسايى
429
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بود چون سايهء خداى جهان * سايه انداخت بر عباد اللّه و ديگرى گفته « 1 » : بر مسند خاقانى زد تكيه شه ايران * تاريخ جلوسش شد ، « عباس بهادر خان » « 2 » و در اواخر ماه محرم همين سال [ 996 ] : مهدى قلى خان ذو القدر والى مملكت فارس و يوسف خان افشار حاكم ابرقوه و بوانات و ميرزا عبد اللّه و ميرزا نظام الملك پسران اعتماد الدوله و جماعتى ديگر از اعيان قزلباش به قصد كشتن مرشد قلى خان در دولتخانه حاضر شدند و مرشد قلى خان چون از خيال آنها مطلع گرديد ، از حضرت خاقانى جدا نگشت و امرا بعد از يأس به منازل خود رفتند و چون دريافت كرده بودند كه مرشد قلى خان از انديشه آنها باخبر است ، خود را محافظت نمودند و روز ديگر مرشد قلى خان براى اصلاح كار كسى را نزد امرا فرستاده ، سخن از صلح و صفا در ميان آورد ، آنها قبول نكردند و مهدى قلى خان ذو القدر حاكم فارس به دولتخانه رفت كه خود واسطه مصالحه شود ، مرشد قلى خان در حضور پادشاه جمجاه با او در مقام عتاب شد و ارادهء آنها را بيان نمود ، مهدى قلى خان به چشم و ابرو در پرخاش آمد و مرشد قلى خان ، يعقوب بيك پسر ابراهيم خان ذو القدر حاكم سابق فارس را كه در انتظار حكمرانى فارس بود ، احضار نمود و به او فرمود كه مهدى قلى خان را از مجلس بيرون برده ، به قتل رساند ، يعقوب بيك به فرموده عمل نموده ، سر مهدى قلى خان را بريده ، حاضر داشت « 3 » و مردمان قلغچيان « 4 » اردوى مهدى قلى خان را غارت نمودند « 5 » و اموال آقايان ذو القدر فارس را به يغما بردند « 6 » و ميرزا عبد اللّه و ميرزا نظام پسران اعتماد الدوله ميرزا سلمان را گرفته ، به حضور رسانيدند و مبلغى به جريمه از آنها گرفته ، رها نمودند ، پس ايالت مملكت فارس را به يعقوب بيك پسر ابراهيم خان ذو القدر داده « 7 » او را به لقب خانى ، سرافراز داشته ، متقبل گرديد كه سپاه فارس را برداشته در نواحى خراسان به اردوى اعلى ملحق گردد و يعقوب خان بعد از ورود به شيراز ، منصب وزارت فارس را به ميرزا هادى شيرازى واگذاشت و چون عبد اللّه خان اوزبك در سال گذشته از ماوراء النهر لشكرى بىاندازه ، برداشته داخل خراسان گرديد و على قلى خان شاملو والى هرات ، خود را مرد ميدان او نديد ، [ و ] در شهر هرات متحصن گرديد و مدتى زمان محاصره طول كشيد و مكرر اخبار محاصره هرات را به مسامع جلال شاه عباس مىرسانيدند و پادشاه جمجاه ، تدارك سفر خراسان را در عهده نواب مرشد قلى خان مىفرمود و نواب خان به ملاحظهء دشمنى ديرينهاى كه با على قلى خان داشت ، كار سفر را به مماطله و سهلانگارى مىگذرانيد تا آنكه خبر فتح هرات به دست عبد اللّه خان اوزبك و كشته شدن على قلى خان والى هرات و قتل و غارت شهر هرات ،
--> ( 1 ) . در تاريخ سلاطين صفويه اين بيت به مولانا شرقى نسبت داده شده است . ( ر ك : ص 20 ) . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 379 . ( 3 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص 21 . ( 4 ) . ( تركى ) : نوكران ، خدمتكاران . ( 5 ) . ر ك : نقاوة الاثار ، ص 289 و 290 : يعقوب بيك فى الفور ( مهدى قلى خان ) را به گوشهاى برده او را كشت . ( 6 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص 21 . ( 7 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص 22 .