ميرزا حسن حسينى فسايى

420

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و داد ، در دار السلطنه قزوين به سرور و شادمانى گذرانيد . در ماه ربيع الاول اين سال [ 990 ] : اعتماد الدوله ميرزا سلمان جابرى اصفهانى كه زمام مهام تمامت امور ملكى را در دست اختيار خود داشت ، دختر نيك‌اختر خود كه ده سال از عمرش گذشته بود ، براى استحكام و دوام اقتدار در عقد ازدواج شاهزاده عالميان سلطان حمزه ميرزا وليعهد حضرت شاه سلطان محمد درآورده ، جشنى شاهانه نمودند « 1 » . و هم در اين سال [ 990 ] : به تحقيق پيوست كه على قلى خان ، والى هرات ، شاهزاده عباس ميرزا را بر تخت شاهى نشانيده و به خاطرخواه خود ، به اعمال خراسان سلوكى مىنمايد و اعتماد السلطنه اين اخبار را با امناى « 2 » دولت در ميان آورد كه مقصود على قلى خان آن است كه چند صباحى سلطنت را به نام عباس ميرزا قرار دهد و بعد از استيلا و غلبه بر ممالك محروسه ، سكه و خطبه را به نام خود كرده ، صاحبقران زمان شود ، پس بهتر آن است كه موكب همايون به جانب خراسان نهضت كند و فتنه على قلى خان را بنشاند . پس از اتحاد آراء ، در ماه رجب همين سال پادشاه بىهمال به جانب خراسان نهضت فرمود « 3 » و على قلى خان والى هرات و مرشد قلى سلطان استاجلو « 4 » از هرات تا حدود سبزوار آمده ، صلاح خود را در جنگ نديده ، على قلى خان عود به هرات نمود و مرشد قلى سلطان در قلعه تربت متحصن گرديد و موكب و الا وارد خراسان گشت و قلعه تربت را محاصره فرمود و زمستان را در محاصره كوشيد و هفتاد هشتاد هزار نفر سپاه عراق و خراسان در دور قلعه تربت ، رحل اقامت انداختند و كار سيورسات مشكل گشت كه جوال كاهى به مبلغى گزاف مىگرفتند و رأى عالم‌آرا بر آن قرار گرفت كه توپ دو هزار و هشتصد منى ريخته ، قلعه را منهدم سازند ، پس چهار هزار من مس فراهم آورده ، استاد مراد بيك - توپچىباشى تبريزى كه مشهور آفاق بود ، توپى كه به اندك زمان حصار افلاك را از هم مىگسيخت ريخته ، چندين مرتبه گلوله توپ بر حصار قلعه زدند و اهل قلعه به زودى جوالهاى پر از گل و خاك و گل را در جاى خرابى حصار استوار مىداشتند ، چون از توپ هم كارى از پيش نرفت ، اعتماد السلطنه به مواعظه داخل قلعه تربت رفت و مرشد قلى سلطان را ملاقات كرده قرار دادند كه موكب همايون از تربت به جانب مشهد مقدس نهضت نمايد و مرشد قلى به هرات رفته ، عباس ميرزا و على قلى خان را به حضور مبارك رساند . « 5 » عيد نوروز سنه قوىئيل در بيست و ششم صفر سال 991 : اتفاق افتاد و پادشاه جم‌جاه در تربت حيدريه به لوازم عيد گذرانيد . و در اواخر برج حمل : به نواحى جام نزول اجلال فرمود كه جماعتى از اعيان هرات كه از جانب على قلى خان والى هرات ، نقار خاطرى داشتند ، وارد اردو شده ، معروض داشتند كه تمامت لشكر على قلى خان بيشتر از هفت هشت هزار نفر نيست . چون اعتماد الدوله ميرزا سلمان اين خبر را شنيد ، بر جناح استعجال موكب و الا را حركت داده ، چون به نزديك اردوى شاهزاده

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 217 . ( 2 ) . در متن : ( اومناى ) . ( 3 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 281 ، 282 . ( 4 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 282 . ( 5 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 283 .