ميرزا حسن حسينى فسايى
396
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
حاجيلو ذو القدر ، تفويض فرموده او را به لقب جليل خانى سرافراز داشته او را ابراهيم خان والى فارس گفتند . هم در اين سال [ 947 ] : خاطر همايونى از خواهر والاگهر خود تاجلو بيگم رنجيده ، آن مخدره را از حرمسرا بيرون فرستاده ، مقرر فرمود كه او را روانه شيراز داشته ، بقيه عمر را در شيراز بهسر رساند ، پس آن عصمت پناه را بر كجاوه نشانيده ، بر شترى بسته ، به شيراز رسانيدند ، بعد از ورود به اندك زمانى وفات يافت و او را در بقعهء متبركه بىبى دختران در محله ميدان شاه شيراز مدفون ساختند . در سال 949 : امير علاء الدوله عباسى والى دزفول ، سر از كمند اطاعت كشيده ، بناى آزار همسايگان را گذاشته بود ، پادشاه عدالت اكتناه ، رايت جلال را به صوب خوزستان برافراخت و ابراهيم خان والى شيراز را با سپاه فارس ، احضار فرمود ، ابراهيم خان « 1 » از راه شولستان و بهبهان به اردوى اعلى ملحق گرديد و علاء الدوله عباسى به جانب بغداد فرار نمود و ابراهيم خان براى تاخت و تاراج اعراب آن نواحى مأمور گرديده آنها را گوشمالى لايق داده ، عود نمود « 2 » . در همين سال [ 949 ] : استاد بشر ، عقل حادىعشر ، امير غياث الدين « 3 » منصور خلف الصدق مرحوم سيد المدققين و استاد علماى محققين ، حضرت مير صدر الدين محمد حسينى دشتكى « 4 » شيرازى در شيراز وفات يافت « 5 » و در بقعهء متبركه والد ماجدش در گنبد مدرسه منصوريه ، مدفون گشت و تاكنون مزار اين پدر و پسر زيارتگاه مسلمانان شيراز است . و سال ولادت آن مغفرتمآب در سال 866 در شيراز اتفاق افتاد و در خدمت والد ماجدش ، تحصيل كمالات علميه نمود . در كتاب خلاصة التواريخ تأليف مير قاضى احمد قمى حسينى نگاشته است كه جناب مير غياث الدين را از روى جامعيت علوم ، ثالث معلمين « 6 » مىنوشتند و كمالات و تبحر حضرت مير ، در علوم زيادت از آن بود كه در اين مختصرات بيان توان نمود ، در فضيلت آن جناب همين كافى است كه در زمان خاقان صاحبقران ، پادشاه جليل ، حضرت شاه اسمعيل انار اللّه برهانه ، آن جناب را براى اتمام و تعمير رصدى كه سلطان العلماء المحققين ، خواجه نصير الملة و الدين محمد طوسى قدس سره در مراغه آذربايجان بسته بود و به كلى خراب گشته ، از شيراز به آذربايجان طلبيدند و بعضى از موانع و سوانح دولتى كه اتفاق افتاد ، موجب تأخير و عدم تعمير گرديد « 7 » و از جمله مصنفات آن زبدهء اولاد رسول اللّه ؛ حاشيه بر شرح كلمة العين و حاشيه بر اشارات جناب شيخ الرئيس و رساله اثبات واجب و كتاب اخلاق منصورى و كفايت منصورى در علم حساب و تفسير سورهء مباركه هل اتى و مرآت حقايق در هيأت و كتاب ايمان در علم كلام و دليل هدى و جز اين جمله كه در كتب علميه مندرج است « 8 » .
--> ( 1 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 295 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 74 . ( 3 ) . ر ك : احسن التواريخ روملو ، ص 303 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 296 ، كه متن ماخوذ از آن است . ( 4 ) . در متن : ( دشتى ) . ( 5 ) . وفات او را در سال 940 و 948 و 849 نيز نوشتهاند . ر ك : فرهنگ معين ، جلد 6 ، ص 1283 . ( 6 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 296 . ( 7 ) . ر ك : احسن التواريخ روملو ، ص 303 و 304 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 296 . ( 8 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 296 و 297 .