ميرزا حسن حسينى فسايى
394
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
آفاق تيره گشت ، امير معز الدين را معزول فرمود و ملا ركن الدين را مغضوب داشته ، فرمان بر سوختن آن بيچاره صادر شده ، او را سوزانيدند « 1 » . هم در اين سال [ 943 ] : خبرهاى پىدرپى از خراسان رسيد كه عبيد اللّه خان بر شهر هرات مسلط گشته بر اريكه سلطنت مملكت خراسان ، نشسته است « 2 » ، پادشاه ستاره سپاه در اوائل ماه ربيع الثانى همين سال [ 943 ] نزول اجلال را در رى فرموده ، سپاه منصور را از اطراف بلاد ، خواسته ، برحسب فرموده ، غازى خان ذو القدر حاكم مملكت فارس با سپاه ذو القدر از شيراز و شاهقلى خان و سپاه افشار از كرمان و طوائف ديگر ، از ديگر ممالك محروسه در نواحى رى مجتمع شده ، در سرماى زمستان در نواحى مرو شاهيجان ، اردوى كيوان شكوه ، رسيد . چون خبر ورود حضرت شاه طهماسب در شهر هرات به عبيد اللّه خان اوزبك رسانيدند بىتوقف ، شهر را گذاشته از آب آمويه گذشته ، به صوب بخارا شتافت « 3 » و شاه جمجاه بعد از نظم ممالك خراسان تشريففرماى هرات كه دار الملك خراسان است ، گرديد ، بعد از آسايش از رنج سفر ، تهيه يورش نواحى قندهار ديده ، با عزمى راسخ ، اردوى اعلى را حركت داد و بعد از ورود به آن نواحى ، مردمان قندهار سر در چنبر اطاعت آورده ، به دادن باج و پوشيدن تاج سرافراز گرديده ، خطبه و سكه را به نام ائمه اثنىعشر عليهم صلوات اللّه الملك الاكبر ، زينت دادند ، پس سلطان گيتىستان ، حكومت آن سامان را به بداق خان قاجار مفوض فرمود « 4 » و موكب همايون عود به دار السلطنه هرات نموده ، سلطنت ممالك خراسان را به شاهزاده كيوان و ساده سلطان محمد ميرزا ولد الصدق خود ارزانى داشت « 5 » . در روز نهم ماه ربيع الثانى سال 945 : رايت اقتدار از شهر هرات افراخته و در اوائل جمادى الآخره همين سال ، موكب همايون وارد طهران گرديد « 6 » و از طهران حركت فرموده و در ماه شعبان همين سال در شهر تبريز نزول اجلال فرموده ، زمستان را به پايان رسانيد و عيد نوروز سنه تنگوزئيل « 7 » روز چهارشنبه بيست و يكم ماه شوال اين سال اتفاق افتاد . و در اوائل سال 946 : خبر به شاه دينپناه رسيد كه اعيان شيروان ، از اطاعت حاكم خود شاهرخ پسر سلطان فرخ شيروانشاه ، بيرون رفته و امراء آن سامان پرده ناموس مردم را مىدرند و رسوم شرعيه مختل و بقاع خيريه ، بىرونق گشته و نظام كارها گسسته است . پادشاه جمجاه ، جماعتى « 8 » را براى نظم و اصلاح نواحى روانه داشت و موكب همايون از عقب آنها به جانب شيروان نهضت فرمود و بعد از ورود ياغيان را بكشت و خدمتگزاران را نوازش فرموده ، به دار السلطنه تبريز نزول اجلال نموده ، قشلاق را در آن شهر به انجام رسانيد . در اين سال [ 946 ] : مهرى تاجدار ساخته ، بر تاج آن اللّه ، محمد ، على ، نگاشته ، پس
--> ( 1 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 263 . ( 2 ) . ر ك : همانجا ، ج 1 ، ص 263 . ( 3 ) . در متن : ( رسيد ، شتافت ) . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 66 . ( 5 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 65 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 265 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 67 . ( 7 ) . سال خوك : نام سال دوازدهم از دوره دوازده ساله تركان . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 69 و 70 ، در ذكر وقايع سال 945 .