ميرزا حسن حسينى فسايى

372

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در همين سال [ 910 ] : الياس بيك ذو القدر « 1 » مورد غضب حضرت صاحبقران گشته ، به قتل رسيد و ايالت مملكت فارس را به منصور بيك افشار رجوع فرمود . در همين سال [ 910 ] : ايلچى از جانب قيصر روم ايلدرم بايزيد آمده ، تحفه و هديه لايقى آورده نامه مودت ختامه حضرت قيصر را از حضور پادشاه گيتىپناه گذرانيده مورد عنايت گرديد . در سال 911 : امارت سپاه ذو القدر مأمور فارس به امت بيك ساروشيخلو ، تفويض شد « 2 » و بعد از چند ماهى ، ايالت مملكت فارس را ضميمه ايالت قشون نموده او را خليل سلطانش « 3 » گفتند و وزارت فارس به قدوهء سادات ميرزا شرف الدين محمد مشهور به شاه مير حسنى حسينى شيرازى برقرار گرديد و سالها در خانواده « 4 » او باقى بماند . هم در اين سال [ 911 ] : پادشاه جم‌جاه در خطه رشت نزول اجلال نمود و به وسيله شيخ نجم رشتى « 5 » از جريمه اهل رشت درگذشت « 6 » . در سال 912 : روز جمعه بيست و هشتم ماه شوال ، عيد سعيد نوروز توشقان‌ئيل « 7 » واقع گرديد و پادشاه صاحبقران اردوى همايون را به چمن سلطانيه آورده ، رايت جلال را به آذربايجان رسانيده ، در شهر خوى ، قشلاق فرمود و جماعتى را براى تنبيه اكراد روانه كرده ، مخالفين ، پناه به كوهستان برده ، جماعتى هدف تير بلا گرديدند و سه چهار نفر از امراء نامدار شاهى ، كشته گشتند « 8 » و امير - خلفا بيك طالش و پيرام بيك قرامانلو به سلامتى وارد اردو گرديدند . در سال 913 : كه عيد نوروز ، شنبه نهم ذى القعده ، اتفاق افتاد ، به عرض حضرت صاحبقران گيتىستان رسيد كه امير علاء الدوله « 9 » پسر ناصر الدين سردار اويماق ذو القدر ، نسبت به اولياى دولت ، از جادهء متابعت منحرف گشته « 10 » و به اميرزاده سلطان مراد نامراد وصلت كرده ، دختر خود را به او داده ، داعيهء آن دارد كه به ممالك محروسه ، تعرض رساند و حضرت خاقان ، عساكر منصوره را از جوانب ، احضار فرموده ، در اوائل تابستان رايت عزيمت به جانب البستان افراخت و از قيصريه كه الكاء « 11 » حضرت سلطان بايزيد قيصر روم بود ، چنان عبور فرمود كه تعرض به ساكنان آن ديار نرسيد و چون خبر يورش پادشاه قهار به علاء الدوله رسيد ، خود را مرد مقابل نديده ،

--> ( 1 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 87 . ( 2 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 88 . ( 3 ) . او بعدا از سرداران شاه اسماعيل شد كه به نبردهاى متعددى با دشمنان اسمعيل پرداخت . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 88 . ( 4 ) . در متن : ( خانه‌واده ) . ( 5 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 490 و 491 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 18 . ( 6 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 87 . ( 7 ) . سال خرگوش ، سال چهارم از دورهء دوازده ساله تركى . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 18 ، و حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 484 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 88 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 20 . و حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 485 . ( 10 ) . متن ماخوذ از خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 89 ، است . ( 11 ) . الكا ، اولكه ، الكه ، به معنى سرزمين و كشور است .