ميرزا حسن حسينى فسايى
359
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به قشلاق قم آورد و در موضعى مناسب ، بارگاهى به تكلف نصب نمودند و مسندى در پيشگاه بارگاه نهاد و دستارى بر زبر مسند گذاشته هر صباح به دستورى كه امراء سلاطين را ملازمت كنند بدانجا مىرفت و به سرانجام مهام پرداخته ، شيلان « 1 » مىكشيد و حال را بر اين منوال داشت تا وقتى كه سلطان مراد ، به وى پيوست و افسر شاهى را از مسند برداشته بر سر گذاشت . در همين سال [ 903 ] « 2 » : ميانه مردم شيراز و قاسم بيك پرناك تركمان بايندرى ، كدورتى شده به مخاصمت رسيد و اهل فتنه و فساد ، منشاء اين مخاصمت را به جناب مصطفوى حسب مرتضوى نسب ، قدوهء دودمان اهل بيت رسالت ، امير صدر الدين محمد دشتكى شيرازى ، نسبت دادند « 3 » . روز دوازدهم ماه رمضان همين سال [ 903 ] : قاسم بيك پرناك جماعتى از فسقه فجرهء طايفه تركمان بايندريه را مأمور داشته بغتتا بر منزل جناب سيادت و سعادت انتسابى ريخته آن حضرت را شربت شهادت چشانيدند و ولادت آن جناب را خلف الصدقش حضرت غوث الحكما امير - غياث الدين منصور در شرحى كه بر رساله اثبات واجب آن صدر عالىمقدار نوشته است ، صبح سهشنبه دويم ماه شعبان سال 828 مرقوم داشته است و چون امير ابيه سلطان ، زمستان اين سال را در قشلاق قم بسر رسانيد ، عنان عزيمت را به جانب تبريز انداخت و ميرزا محمدى با سپاه يزد و كرمان حركت كرده تمامت عراق عجم را بىكلفت خاطر در تحت تصرف درآورده ، در ملك رى رحل اقامت انداخت و ابيه سلطان با سپاه آذربايجان به جانب رى شتافت و ميرزا محمدى ، بىجنگ و جدال فرار نمود و ابيه سلطان مراجعت به قم كرده مانند سال گذشته طرح قشلاق را انداخت « 4 » ، ليكن در ميان زمستان خبر رسيد كه ميرزا محمدى عود به رى كرده ، لواى اقتدار افراشته است و ابيه سلطان خود را در اين مرتبه ، مرد ميدان ميرزا محمدى نديده ، از قم به جانب آذربايجان شتافت و در بين راه موكب ميرزا سلطان مراد از جانب شيروان آمده به ابيه سلطان پيوست و ميرزا محمدى در مملكت رى مقتدر گشته ، بيشتر از امراء و اعيان عراق به قدم اخلاص خدمت او رسيدند و ميرزا محمدى با سپاه فراوان از رى قاصد جنگ ابيه سلطان و سلطان مراد گرديد و چون دو سپاه مقابل يكديگر شدند و جنگ درپيوست فتح و ظفر نصيب ميرزا محمدى شده ، ابيه سلطان كشته گشت « 5 » و ميرزا سلطان مراد فرار كرده ، عطف عنان به جانب شيراز نمود و بعد از ورود به شيراز قاسم بيك پرناك والى مملكت فارس و امير مقصود بيك امير سپاه مأمور فارس ، وجود او را مغتنم شمرده سر در چنبر اطاعت او درآوردند . و اين واقعه در سال 900 و « 6 » . . . اتفاق افتاد و ميرزا محمدى بعد از فتح و ظفر بر جناح تعجيل
--> ( 1 ) . شيلان يا شايلان سفره طعام و طعام مطبوخ كه به لشكريان دهند و طعامى كه به عامه مردم دهند . عبارت عينا منقول از احسن التواريخ ، روملو ، ص 17 . ( 2 ) . در متن : ( 9003 ) . ( 3 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 20 . ( 4 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 444 . ( 5 ) . همان كتاب همان صفحه - احسن التواريخ ، روملو ، ص 21 . ( 6 ) . در حبيب السير ، نيز تاريخى براى اين واقعه ذكر نشده است ولى در احسن التواريخ ، روملو ، ( ص 21 ) جزء وقايع سال 904 مىباشد .