ميرزا حسن حسينى فسايى
360
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
وارد شهر تبريز گشته بر اريكه سلطنت نشست و تاج جمشيدى بر سر گذاشت و ميرزا الوند برادر ميرزا محمدى كه بعد از قتل احمد پادشاه ، فرار كرده به ديار بكر رفته بود و قاسم بيك والى ديار بكر نام سلطنت را بر او گذاشت و خود امور سلطنتى را مباشر گرديد و بعد از مدتى ميرزا الوند از اعمال قاسم بيك نفرت نموده با بيشتر از امراء و سپاه موافقت كرده از اردوى قاسم بيك بيرون آمده ، قاصد آذربايجان گرديد و ميرزا محمدى چون از توجه برادر خود ميرزا الوند و سپاه ديار بكر مطلع گرديد خود را مرد مصاف نديده ، از تبريز گريخته ، به شهر سلطانيه رسيد و ميرزا الوند بىكلفتخاطر بر مملكت آذربايجان مسلط گشته ، لواى اقتدار را برافراشت و ميرزا محمدى مصلحت خود را در توقف سلطانيه ، نديده به جانب اصفهان شتافت و ميرزا سلطان مراد در شيراز از اين قضايا مطلع گشته ، سپاه فارس را برداشته ، قاصد اصفهان گرديد و ميرزا محمدى با لشكر خود از اصفهان بيرون آمده ، بعد از چند منزل دو سپاه كينهخواه ، صف آراسته ، به يكديگر ريخته ، ميرزا سلطان مراد ، سعادت يافته فيروزى جسته ، ميرزا محمدى اسير كمند دشمن گشته ، سپاهش شكست خورده ، بساط جمعيت او را متفرق ساختند « 1 » و ميرزا محمدى را مقيد داشته ، در خدمت ميرزا سلطان مراد ، وارد شهر سلطانيه نمودند و ميرزا سلطان مراد ، در ممالك عراق و اصفهان و فارس ، رايت اقتدار به اوج كيوان رسانيده ، قاصد تسخير مملكت آذربايجان گرديد و ميرزا الوند با سپاه آذربايجان به استقبال پسر عم خود ، در جناح استعجال از تبريز حركت فرموده ، در نواحى صاين قلعه توقف نمود و ميرزا سلطان مراد در چهار فرسخى اردوى ميرزا الوند ، آرام گرفت و در ميانه درويشى به صفت زهد و صلاح و فوز و فلاح كه او را بابا خير اللّه مىگفتند آن پادشاه را ملاقات كرده ، سخن از مصالحه دو جانب بگفت « 2 » و قرار داد كه آب قزل اوزن ، سامان دو مملكت دو پادشاه شود كه ديار بكر و اران و آذربايجان در تحت اختيار ميرزا الوند باشد و ممالك عراق و اصفهان و فارس و كرمان از ميرزا سلطان مراد باشد « 3 » و بر اين قرارداد رقمى نگاشته به مهر سران سپاه و اعيان مزين گرديد و ميرزا الوند عود به تبريز كرده ، بر سرير سلطنت قرار گرفت و ميرزا سلطان مراد به قزوين آمده ، متمكن گرديد . در سال 907 : از شيراز خبر رسيد كه قاسم بيك پرناك ، رايت خلاف را افراشته ، احكام پادشاهى را مهمل گذاشته است . سلطان مراد پادشاه ، از قزوين براى تنبيه قاسم بيك حركت نمود از قصد پادشاه مطلع گرديد خود را مرد مقابل او ندانست و در مقام معذرت آمده ، با بزرگان شيراز به عزم استقبال بيرون آمد و در منزل قصر زرد فارس كه اكنون به كوشك زر معروف گشته ، خدمت سلطان مراد پادشاه رسيدند و چون معذرت آنها را قبول نكرد تمامت آنها را گرفته ، روانه قلعه استخر داشت و محبوس شدند و حكم فرمود كه اردوى قاسم بيك پرناك را غارت نمودند « 4 » و به مصلحت وقت عزم آمدن شيراز را منفسخ داشت و از طريق كوهكيلويه و شولستان به كازرون آمده ، زمستان را توقف نمود . و حكومت مملكت فارس را در سال 908 : به امير يعقوب بيك بايندرى ، برادر امير ابيه سلطان تفويض داشت .
--> ( 1 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 445 . ( 2 ) . همان كتاب ، صفحه 446 . ( 3 ) . احسن التواريخ ، روملو ، ص 25 . ( 4 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 62 .