ميرزا حسن حسينى فسايى
350
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
در سال 882 : كه امير حسن بيك ، تاج و تخت سلطنت را بدرود نمود ، سلطان خليل شاه از شيراز به آذربايجان رفته ، بر اريكه سلطنت موروثى خود قرار گرفت « 2 » و بواسطه بخل و امساك و سوء تدبير ، از عهدهء لوازم سلطنت برنيامده ، رعيت و لشكرى از او رنجيده ، سلطان يعقوب برادر كهتر او را كه والى ديار بكر بود طلبيده با سپاه دياربكر قاصد آذربايجان گرديد و سلطان خليل با چند نفر از سپاه خود به استقبال برادر شتافته ، بعد از جنگ به چنگ اجل افتاده ، به دست يكى از لشكريان ديار بكر كشته شد و سلطنت شش ماهه اول او به انتها رسيد « 3 » . در ماه ربيع دويم سال 883 : تمامى اعيان و امراء ممالك عراق عرب و عجم و آذربايجان و اصفهان و فارس و يزد و كرمان و رى تا حدود خراسان بر سلطنت شاه سلطان يعقوب بهادر اتفاق كرده ، سر در چنبر اطاعتش درآوردند و در شهر تبريز بر تخت دارائى نشسته ، تاج جمشيدى را بر سر گذاشت « 4 » و آنچه بايد و شايد به دلجوئى و نوازش مردمان پرداخت و در رسوم رعيتپرورى و ملكدارى و تقويت شريعت غرا كوشيده ، براى سادات عالىدرجات و علما و قضاوت ، سيورغال « 5 » و تيولات « 6 » مقرر فرمود و قاضى مسيح الدين عيسى ساوجى « 7 » پسر خواجه شكر اللّه وزير كه در مراحل علم و فضل يگانه آفاق بود به منصب صدارت و حكومت شرعيات منصوب گردانيد ، بلكه او را در تمشيت امور ملك و مال مختار داشت و جناب قاضى عيسى در اجراى كلمات حقه به مفاد لا تأخذه لومة لائم « 8 » ، مسامحه را جايز نداشتى و پادشاه و امرا را به معروف امر فرمودى و از منكر نهى كردى ، روزى كه ايلچيان مصرى و رومى وارد تبريز شدند و سلطان يعقوب براى ملاقات آنها مجلس ملوكانه ترتيب داده ، لباس زردوز ابرايشمى پوشيده بود ، جناب قاضى عيسى وارد آن مجلس گشته به پادشاه سلطان يعقوب گفت ، پوشيدن اين لباس بر مرد حرام است « 9 » ، حضرت سلطانى بىدغدغه خاطر ، جامه زردوز را از دوش انداخته ، جبه پشمينه را پوشيد و در مبادى جلوس بر اورنگ شاهى بر مهر سلطنتى خود نگاشت : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ « 10 » ، العبد يعقوب بن حسن بن على بن عثمان . [ وقايع فارس در روزگار يعقوب بهادر ] در سال 880 و اند « 11 » : امير سلطان يعقوب بهادر ، حكمرانى مملكت فارس را به امير منصور بيك پرناك تفويض فرموده ، با جماعتى از امراء تركمان بايندريه روانه شيرازش داشت و بعد از ورود به حكومتى قرين عدل و انصاف مشغول گرديد .
--> ( 2 ) . ر ك : احسن التواريخ ، ص 568 . حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 430 . ( 3 ) . همان ماخذ ، ص 431 . ( 4 ) . همان ماخذ ، ص 431 . ( 5 ) . سيورغال ملكى كه منافع آن را مدة العمر به كسى واگذار كرده باشند ، اقطاع ، تيول . ( 6 ) . تيول : بلوك يا منطقهاى كه براى مدد معاش از طرف سلاطين به افراد واگذار مىشد . ( 7 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 431 . ( 8 ) . اشاره به مفاد آيه كريمه : لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . ( آيه 54 از مائده ) . ( 9 ) . ( . . . آنگاه ملازم خود امير سراج الدين را فرمود كه آن دكله را كتف از يعقوب ميرزا برگرفته فرجى آبفت خود رنگ در او پوشانيد و پادشاه طريقه اطاعت مرعى داشته اصلا از احتساب بىمحل قاضى متغير نگشت . . . ) ر ك : حبيب - السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 432 . ( 10 ) . آيه 90 ، از سوره نحل . ( 11 ) . ( در سال 892 . . . يعقوب . . . خليل را از امارت شيراز معزول نموده . . . منصور بيك پرناك در آن ولايت رايت حكومت -