ميرزا حسن حسينى فسايى

349

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

[ وقايع فارس در روزگار ميرزا سلطان ابو سعيد ] و اين حادثه عجيب و واقعه غريب در اواخر همين سال اتفاق افتاد ، چون اين اخبار به خراسان رسيد ، خسرو آفاق ميرزا سلطان ابو سعيد پسر اميرزاده سلطان محمد پسر اميرزاده ميرانشاه پسر حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان در سال 873 قاصد تسخير ممالك عراق و آذربايجان و فارس گرديد چون به چمن كالبوش « 1 » رسيد ، ايلچيان از تمامى ممالك ايران رسيد و عريضه انقياد و اطاعت از بزرگان و اعيان نواحى رسانيدند و خسرو كامكار ، ايالت مملكت فارس را به امير - نظام الدين احمد پسر امير غياث الدين على پرلاس « 2 » عنايت فرموده روانه فارسش داشت و چون به كتل مائين « 3 » كه در اين زمان به كتل امامزاده مشهور گشته ، رسيد امير سيد على كه از جانب امير جهانشاه تركمان والى مملكت فارس بود و بعد از انهدام سلطنت جهانشاهى به استبداد خود ، داعيه سلطنت فارس را داشت با دو هزار سوار ، امير نظام الدين احمد را استقبال كرده ، در گريوه مائين بر سپاه او بتاخت و امير نظام الدين احمد شكست يافته به جانب ابرقوه روانه گرديد و بعد از رسيدن اين خبر به حضرت ميرزا ابو سعيد ، جناب افادت انتساب مولانا شمس الدين على - فارسى « 4 » را كه اعلم فضلاى زمان بود و در اين سفر به مصاحبت پادشاه ميرزا سلطان ابو سعيد حركت فرموده بود ، به رسالت روانه فارسش داشت و چون نسب جناب مولانا به مؤلف كتاب كشف كشاف منتهى مىشد آن جناب را صاحب كشف مىگفتند و چون صاحب كشف وارد شيراز گرديد و پيغام خسرو آفاق را رسانيد ، امير سيد على در جواب گفت چون موكب همايون به اين صوب رسيد مملكت شيراز را تسليم گماشتگان « 5 » آن حضرت كنم و خسرو عالىهمت براى تسخير آذربايجان و تدمير امير حسن بيك تركمان عازم گرديد و بعد از ورود ، از ناسازى روزگار غدار ، آن پادشاه عالىمقدار اسير امير حسن بيك شده ، رشته حيات او را در ماه رجب « 6 » همين سال منقطع ساخت . كدام سرو سهى را سپهر آبى داد * كه باز خشك نكردش ز آتش بيداد كرا نهاد فلك تاج سرورى بر سر * كه بند حادثه بر دست و پاى او ننهاد و ابو المظفر امير حسن بيك پادشاه ، حكومت مملكت فارس را در همين سال به عمر بيك موصلو ، ارزانى داشت « 7 » . در سال 874 : ولد ارجمند خود سلطان خليل را كه اكبر اولاد او بود به فرمانفرمائى مملكت فارس روانه شيرازش داشت و تا سال وفات ابو المظفر امير حسن بيك بر مسند فرمانروائى مملكت فارس باقى و برقرار بود « 8 » ،

--> ( 1 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 430 . سلطان خليل در واقعه مرند به قتل رسيد . ر ك : همان كتاب ، ص 431 . ( 2 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 85 . جائى در ميان گرگان و جاجرم و نردين . ( فرهنگ ناصرى ) . ( 3 ) . همان ماخذ و همان صفحه . و ر ك : مطلع السعدين ، ج 2 ، ص 1326 . ( 4 ) . مقصود عقبه مائين است . ( 5 ) . مشهور به صاحب كشف كه سالها در هرات به تدريس مشغول بود و سرانجام بعد از مرگ سلطان سعيد به ميرزا - سلطان محمود در حصار شادمان پناهيد و در همانجا درگذشت . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 106 . ( 6 ) . در متن : ( گماشته‌گان ) . ( 7 ) . ( امير حسن بيك نمىخواست كه به جان او آسيبى رساند اما بعد از قيل و قال فراوان به اغواى قاضى شروان و استصواب جمعى از امراء تركان . . . در بيست و دوم رجب . . . او را شربت شهادت نوشانيدند ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء سوم ، ص 93 . تاريخ قتل او را ( مقتل سلطان ابو سعيد ) نوشته‌اند . احسن التواريخ ، ص 489 . روضة الصفا ، ج 6 ، ص 868 . ( 8 ) . احسن التواريخ ، ص 508 : امير بيك موصلو يعنى امير عمر بيك موصلو . ر ك : تاريخ ديار بكريه ، ص 265 و 567 .