ميرزا حسن حسينى فسايى

342

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به دار السلطنه هرات برده ، دفن نمودند و مدت زندگانى او سى و چهار سال بود و دو سال از جانب خاقان سعيد شاهرخ فرمانرواى مملكت عراق عجم بود و چهار سال « 1 » به استقلال در ممالك عراق و اصفهان و رى و فارس و يزد و كرمان رايت سلطنت افراشت و ميرزا بابر بعد از كشتن برادر خود ، در خيال تسخير ممالك عراق و اصفهان و فارس و يزد افتاد . نخست قاصد شيراز از طريق يزد گرديد . در سال 856 : از شهر هرات حركت نموده از تون و طبس گذشته ، از راه بيابان به يزد آمد و اعيان و اكابر دار العباد يزد ، لوازم خدمتگزارى « 2 » را معمول داشته ، قرين عاطفت شدند و از يزد به دار الملك شيراز آمد و اعيان و امرا و اشراف و علما به استقبالش شتافته در بارگاه سلطنت نزول فرمود ، مدت چهار ماه به عيش و عشرت گذرانيد كه از اطراف خبر آمد كه امير - جهانشاه پسر قرايوسف پسر قرامحمد قراقوينلوى تركمان پاى از گليم خود درازتر كرده ، بيشتر شهرهاى عراق را مسخر داشته ، امرائى كه ميرزا بابر بر آن بلاد گماشته بود بعضى فرار نموده و جماعتى در قلعه‌جات متحصن شده‌اند « 3 » و بعد از تحقق اين وقايع ، ميرزا بابر ، ايالت مملكت فارس را به ميرزا معز الدين سنجر « 4 » پسر عم خود ، نبيره حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان واگذاشت و خود براى اطفاى نايره سپاه تركمان از شيراز حركت فرمود . در اثناء راه ايلچى از خراسان رسيده ، خبر آورد كه تمامت ممالك خراسان و ماوراء النهر بر هم خورده ، شوريده گشته و از انتظام افتاده است . ميرزا بابر اصلاح كار خراسان را اهم دانسته به جانب يزد رفته ، قاصد خراسان گرديد و خبر رجعت ميرزا بابر به امير جهانشاه پسر قرايوسف تركمان رسيد ، عنان مركب همت را بر تسخير نواحى عراق و فارس تافت و تمامى واليان ميرزا بابر از ايالت دست كشيده ، فرار به جانب خراسان نمودند و ميرزا معز الدين كه از فرار گماشتگان ميرزا بابر مطلع گرديد از راه يزد و بيابان طبس روانه خراسان شد . در سال 857 : تمامت ممالك عراق عرب و عراق عجم و اصفهان و فارس در تحت اقتدار امير جهانشاه تركمان درآمد « 5 » و دست تسلط و استيلاى شاهزادگان گوركانى از مملكت فارس كوتاه گرديد و به مفاد آيه كريمه إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ واقع شد « 6 » . در همين سال [ 857 ] : امير جهانشاه فرمانفرمائى مملكت فارس را به ولد ارشد خود ميرزا پيربداق واگذاشته ، او را با چند نفر از امراء تركمان روانه شيراز داشته ، بىجنگ و جدال

--> ( 1 ) . ( دو سال به بيعت خاقان سعيد حكومت كرد و پنج سال به استقلال سلطنت كرد . . . و نعش او را . . . در گنبد مدرسه مهد عليا گوهرشاد آغا مدفون كردند ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 781 . و ر ك : احسن التواريخ ، ص 307 . بابر علاوه بر سلطان محمد ، برادر ديگر خود ميرزا علاء الدوله را ميل كشيد و با برادران ديگر خود نيز رحم نكرد . ( ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 782 ) . ( 2 ) . در متن : ( خدمتگذارى ) . ( 3 ) . ر ك : ديار بكريه ، ج 2 ، ص 326 . و روضة الصفا ، ج 6 ، ص 783 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 6 ، ص 784 . در ديار بكريه نام او سنجر ميرزاست ( ص 327 ) و همچنين است در احسن التواريخ ص 324 . ( 5 ) . ر ك : ديار بكريه ، ص 328 . ( 6 ) . قسمتى از آيهء 128 از سوره اعراف : زمين ملك خداست و او به هر كس از بندگان خواهد واگذارد .