ميرزا حسن حسينى فسايى
275
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بر سر مكتوبات « احمد آقا » مىنوشت و تا سالى بر سرير حكومت مملكت فارس برقرار بود « 1 » . در سال 682 : به فرمان ايلخان ، سلطان احمد ، حكومت تمام مملكت فارس به مهدعليا ، اتابك آبش خاتون دختر اتابك سعد ، پسر اتابك ابو بكر پسر سعد پسر زنگى پسر مودود سلغرى قرار گرفت و مهد عليا از حضرت ايلخان قاصد مملكت موروثى خود گرديد و چون طاشمنكو از شيراز بيرون رفت ، مهد عليا وارد گشت و بر تخت سلطنت و اريكه مملكت نشست و چندين روز و شب شهر شيراز را آذين « 2 » بستند ، پس مهد عليا اتابك ابش خاتون حكم ديوان اعلى را بر خداوندزاده جلال الدين ارقان بن ملك خان بن محمد بن زيدون بن زنگى بن مودود سلغرى مقرر فرمود و وزارت ديوان اعلى را به ملاحظه حقوق سابقه به خواجه نظام الدين ابو بكر تفويض كرد و به استقلال تمام در تمامت املاك فارس مداخله نمود و چون مردم فارس را از سياه و سفيد ، كنيز و عبيد زرخريد مىپنداشت و مملكت را ملك موروثى مىانگاشت و همت بلند و طبع ارجمندش به اندازهاى بود كه اگر محصول صحرا و مدخول درياى فارس را در يك روز مىبخشيد [ ، ] در پيش چشمش حقير مىنمود ، به اين سبب وجوهات ديوانى فارس به خزانه ايلخان نرسيد و سيد عماد الدين ، عنايت اتابكى را دربارهء خواجه نظام الدين كه دشمن واقعى او بود به كمال يافت ، پس انديشه را در كنار گذاشته ، بىاذن اتابك مهد عليا ، عازم اردوى ايلخان سلطان احمد گشت « 3 » و چون سلطان احمد از كيش بتپرستى كه ملت اجدادى و تمام قبيله مغول رميد و دست توسل را بدامن حضرت خاتم الانبياء صلوات اللّه عليه و آله انداخت و مسلمانى پاكاعتقاد گرديد ، امرا و اعيان مغول رأى او را ناصواب شمرده ، در تدارك اسباب خرابى سلطنت او افتادند و شاهزاده ارغون شاه پسر اباقا خان پسر هلاكو را كه برادر كهترش بود به خانى برداشته ، بختش مساعد گشته ، سلطان احمد خان مغلوب گرديد « 4 » . [ وقايع فارس در روزگار ارغون ] در سال 683 : شاهزاده ارغون خان ، سلطان احمد نكودار ايلخان را بكشت « 5 » و بر سرير سلطنت و جهاندارى قرار گرفت و سيد عماد الدين شيرازى كه براى دادخواهى از شيراز به اردوى سلطان احمد آمده و كارى از پيش نبرده بود ، بعد از تبديل پادشاهى به امير بوقا كه رشتهء سلطنت ارغون خان [ را ] در دست داشت متوسل گرديد و قبايح اعمال عمال مهد عليا اتابك ابش خاتون [ را ] ذكر نمود و خدمت ايلخان ارغون خان رسيد و ايلخان از حسن منظر و بلاغت و تحريرش خوش آمده حكومت تمامت دريا و صحراى مملكت فارس را به سيد عماد الدين واگذاشت « 6 » و فرمان صادر گرديد كه بعد از اطلاع اتابك ابش خاتون بر حكومت سيد عماد الدين ، بايد بىعذر
--> ( 1 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 123 ، كه آمده است : ( طاشمنكو از روى آزمندى وابستگان بولوغان و موافقان او را به انواع مصادرات و مطالبات مبتلى كرد و ودايع ايشان را نزد هر كس بود بگرفت و براى خود مالى فراوان بدست آورد ) . ( 2 ) . در متن : ( آزين ) . ( 3 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 124 . ( 4 ) . ر ك : همان ماخذ ، ص 124 . ( 5 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ( ص 124 ) . و ر ك : جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 783 : ( تكودار ) . ( 6 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 125 : ( . . . و او را به پايزه سر شير و گربه ) بنواخت . ( پايزه يا پائيزه : حكمى كه پادشاهان مغول به افرادى كه بدانان لطف داشتند مىدادند كه در قلمرو حكومت مغولان دارنده آن فرمانى مطاع داشت . پايزه انواعى داشت كه مهمترين آن به نقش سر شير مزين بود ) . ( تاريخ مغول ، ص 93 ) .