ميرزا حسن حسينى فسايى
269
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
فيروزى خواست و در بين ، جهاز محمود هرمزى از تيرباران « 1 » لشكر فارس ، شكست يافت و لشكر فارس بر جزيره كيش كه از عهد اتابك ابو بكر او را دولتخانه گفته بودند « 2 » وارد گشته ، سوغونجاق جماعتى را براى محافظت در كيش گذاشته و به فيروزى قصد عود نمود و با عزت و ناز وارد دار الملك شيراز گرديد . در سال 672 : امير سوغونجاق ، در خدمت مهد عليا اتابك ابش خاتون دختر اتابك سعد بن - اتابك ابو بكر سلغرى محاسبات دو ساله مملكت فارس را برداشته به حضرت اباقا خان شدند و زمانى كه اتابك ابش خاتون كه در ازدواج منكوتيمور پسر ايلخان هلاكو خان درمىآمد ، مهر و كابين و شيربهاى او را چهار دانگ بستان فيروزى و نوروزى و چندين بازار و هشتاد هزار دينار از سدس املاك ملاك دار الملك شيراز به حكم فرمان شاهى هر ساله معين داشتند و از اصول املاك فارس جدا كرده بودند تمامت آنها را اباقا خان فرمان امضاء فرمود « 3 » . و حكام فارس طريق مخالفت را با هم گرفته هر يكى مدعى بر ديگرى گشتند تا آنكه خراج حسابى و توقعات بيحساب به جائى رسانيدند كه دسترس كسى نباشد از آن جمله ملك شمس الدين محمد بن مالك كه صاحب مال و مالك املاك و حرفهء تجارت كه از حد چين تا اقصاى ممالك فرنگستان مال التجارهاش « 4 » پهن و صيت بزرگيش عالمگير بود و در خدمت سلاطين جاهى رفيع و منزلتى وسيع داشت . در سال 676 : ( ملك شمس الدين ) مملكت فارس را به انفراده و استبداد به مقاطعه گرفت « 5 » و فرمان حكومت مطلق براى او صادر گرديد و بعد از ورود به فارس با ارباب بلوكات گاهى به غفلت و گاهى به مداهنه و سازگارى گذران نمود و در مدت ده سال تمام زير بار حوادث رفته پايمال جور و اجحاف گرديد و تمامت اندوختهها را پراكنده داشت و در آخر كارش براى گذران روزانه و شبانه « 6 » از بندهزادگان خود مسئلت نمودى و اين ملك شمس الدين همان است كه املح شعرا و ابلغ فصحا شيخ سعدى عليه الرحمه براى رفع طرح خرما از برادر خود قطعهاى فرموده به خواجه ملك شمس الدين فرستاده است : ز احوال برادرم به تحقيق * دانم كه ترا خبر نباشد « 7 » خرماى به طرح ميدهندش * بخت بد از اين بتر نباشد اطفال پرند و مرد درويش * خرما بخورند و زر نباشد از غايت فقر دائم او را * شلوار به پاى در نباشد و آنگه تو محصلى فرستى * تركى كه از او بتر نباشد چندان بزنندش اى خداوند * كز خانه رهش به در نباشد
--> ( 1 ) . در متن : ( تير بازار ) . ( 2 ) . در متن : ( گفتند ) . ( 3 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 115 . ( 4 ) . در متن : مال تجارت . ( 5 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 115 . ( 6 ) . در متن : ( شبه ) . ( 7 ) . مطلع اين قطعه چنين است : هر چيز كز آن بتر نباشد * از مصلحتى بدر نباشد ( ر ك : كليات سعدى ، مصفا ، ص 872 ) .