ميرزا حسن حسينى فسايى
262
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بهسزا رسيد و اين قضيه در سال 628 اتفاق افتاد « 1 » و به اين فتح نامدار رونق بازار عظمت و اقتدار اتابكى يكى بر هزار شد و خزاين بيشمار عايد گرديد و كيش « 2 » را دولتخانه نام نهاد و بعد از اين طغراى منشور اتابكى را بعد از كلمه مبارك بسم اللّه الرحمن الرحيم مىنوشتند : وارث ملك سليمان ، عادل جهان ، سلطان البر و البحر مظفر الدين و الدنيا ، ابو بكر بن سعد ناصر عباد اللّه - المؤمنين و توقيعش « الحكم للّه العلى القادر » بود « 3 » . پس همت بر استملاك ديگر جزائر بحر فارس گماشته به دستيارى دولت و اقبال و توفيق ملك متعال جزيرهء اوال كه او را بحرين گويند « 4 » در سال 633 در تحت اقتدار اتابك ابو بكر درآمد . در سال 640 : ابو جعفر منصور « 5 » خليفه عباسى وفات يافت . در همين سال [ 640 ] : خلف الصدقش ابو احمد عبد اللّه به جاى پدر نشست و او را المستعصم باللّه گفتند و آخرين خلفاى عباسى بود . در سال 641 : لشكر اتابكى از بحرين به قطيف آمده ، اولا قلعه طاروت را كه سنگى است افتاده در حد ناف قطيف و استحكامى تمام دارد بگشادند [ و ] ابو عاصم بن سرحان بن محمد بن - عمرو بن شبان « 6 » را كه از وجوه عرب بود به قتل آوردند و قطيف را مصفى داشتند و چون از غلبه قبائل عرب كه فزونتر از مار و مور است اقامه لشكر ميسر نبود ، رأى اتابكى مصلحت دانست كه با اعراب به طريق مدارا درآيد پس با مشايخ قبايل عرب مواضعه داشت كه در سالى دوازده هزار دينار مصرى به امرا و مشايخ آنها رساند « 7 » و زياده مطالبه ندارند و اعراب راضى گشته دست تعرض كوتاه كردند . در سال 654 : حكومت آنجا را به عصفور بن راشد بن عمير و مانع بن على بن ماجد بن عمير مقرر داشت و سالها متوجهات آن به خزانه عامره فارس مىرسيد « 8 » . در سال 655 : ابو احمد عبد اللّه المستعصم باللّه خليفه عباسى به حكم هلاكو خان بن - تولى خان بن چنگيز خان در خارج شهر بغداد شربت هلاكت چشيد و شانزده سال زمان خلافت داشت و از عمرش چهل و شش سال گذشته بود و از اول خلافت ابو العباس سفاح كه طلوع دولت عباسيان است از ربيع الاول سال 132 تا ماه صفر 655 ، 522 سال قمرى گرديد « 9 » . در سال 659 : اتابك قتلغ خان ابو المظفر ابو بكر بن اتابك سعد بن زنگى سلغرى از دار غرور به منزل سرور برفت « 10 » .
--> ( 1 ) . در متن : 328 . ( 2 ) . در تحرير تاريخ وصاف ( ص 102 ) آمده است : ( نسبت اين جزيره به قيس است اما ايرانيان آن را كيش خوانند . زيرا از فراز كه به آن مىنگرند چون ( كيش تركى ) مخروط شكل است و اين معنى هم غريب نيست ) . ( 3 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 105 . ( 4 ) . ر ك : همان كتاب ، ص 105 . ( 5 ) . منظور المستنصر باللّه است . ( 6 ) . در تحرير تاريخ وصاف ( ص 105 ) : ( . . . عمرو بن سنان ) است . ( 7 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 106 . ( 8 ) . همان ماخذ ، ص 106 . ( 9 ) . ر ك : تجارب السلف ، ص 356 ، كه سال مرگ معتصم را 656 مىداند . ( 10 ) . در شيرازنامه ، ( ص 85 ) ، آمده است كه : ( در جمادى الاولى سنه ثمان و خمسين و ستمائه ( : 658 ) منشور سلطنتش -