ميرزا حسن حسينى فسايى
263
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
نه خود سرير سليمان به باد رفتى و بس * به هر كجا كه سريرى است مىرود بر باد « 1 » زمان سلطنت او سى و شش سال بود و هفتاد سال زندگانى نمود . پس ولد الصدقش اتابك سعد بن اتابك ابو بكر كه از خدمت هلاكو خان قاصد شيراز بود در ميانه راه به مرضى صعب گرفتار گشت ، هنوز بهبودى حاصل نشده [ بود ] كه خبر وفات پدر و بشارت سلطنت به او رسيد براى پدر چندان ناله و زارى نمود كه بر مرضش افزود و وفاتش بعد از دوازده روز از وفات پدرش اتفاق افتاد و جنازهء او را به شيراز آورده دفن نمودند « 2 » . [ وقايع فارس در روزگار اتابك سعد بن ابو بكر ] چون اتابك سعد بن اتابك ابو بكر ، هنوز چشم در سلطنت نگشوده به دست اجل ديدهء اعتبارش پوشيد ، خلف الصدقش اتابك محمد بن سعد بن ابو بكر كه طفلى چند ساله بود بر تخت مملكت فارس نشانيدند و خطبه و سكه را به نام او كردند و مادرش تركان خاتون « 3 » ، خواهر علاء الدوله اتابك يزد كه زنى عاقله [ بود ] و رائى پسنديده داشت مدبر امور ملكى گرديد و سپاه و رعيت را از توجه خاطر خود در مهد آسايش بداشت و خزاين سى ساله اتابك ابو بكر را بر ارباب استحقاق انفاق نمود « 4 » . [ آن ] يكى رنج برد و گنج انباشت * ديگرى گنج داد و « 5 » مردى كاشت و تركان خاتون به حزم و احتياط ، خواجه نظام الدين ابو بكر وزير خود را با تحف و هدايا به اردوى هلاكو خان فرستاد و هلاكو خان منشور ايالت اتابك محمد را به دست ايلچيان روانه شيراز داشت و امير فخر الدين ابو بكر پسر ابو نصر حوايجى « 6 » كه سالها وزير اتابك ابو بكر بود بعد از وفات اتابك ، به اختيار خود خدمت تركان خاتون آمده نوازش يافت ليكن در پنهانى او را بكشتند ، نوشتهاند كه چون دل بر هلاك نهاد از بازوبند خود كاغذى به دندان ريزهريزهاش كرد و بجائيد ، گفتهاند ، گنجنامه بوده است . « بس گنج كه در كنج زمين پنهان است » و مردمان شيراز تركان خاتون را به مراوده با شمس الدين مياق كه از غلامان خاصه اتابك محمد بود و روئى مهوش و موئى دلكش داشت ، بدنام داشتند « 7 » . [ وقايع فارس در روزگار تركان خاتون ] در سال 660 : اتابك محمد كه هنوز چشمش به روى دولت نگشوده [ بود ] از بام قصر به زير افتاد و روحش از كالبد ، جدائى نمود « 8 » و بعد از مراسم عزادارى ، تركان خاتون با امناى
--> به دست منشى قهر طى شد ) . و ر ك : شيرازنامه ، ص 222 . درباره وفات اتابك ابو بكر بن سعد در روضة الصفا ، قول شيرازنامه ، بعباراتها نقل شده ج 4 ، ص 613 . ( 1 ) . بيت از سعدى است در مرثيه اتابك ابو بكر بن سعد زنگى ( كليات سعدى ، ص 751 ، چاپ مظاهر مصفا ) . در بوستان نيز سعدى بيتى قريب به همين مضمون دارد : نه بر باد رفتى سحرگاه و شام * سرير سليمان عليه السلام ( ص 182 ، همان چاپ ) ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 614 . و شيرازنامه ، ص 86 ، كه مدت پادشاهى او را 18 روز مىداند . ( 3 ) . در متن : ( خواتون ) . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 614 . ( 5 ) . در متن : ( تخم مردى ) . ( 6 ) . ر ك : شيرازنامه ، ص 84 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 614 . ( 8 ) . ر ك : شيرازنامه ، ص 87 . و روضة الصفا ، ج 4 ، ص 615 .