ميرزا حسن حسينى فسايى

235

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و از عمرش هفتاد و شش سال گذشته بود و چهل و چهار سال زمان خلافتش طول كشيد و بعد از او عقد خلافت بدست ارباب حل و عقد به نام نبيرهء او ، ابو القاسم عبد اللّه بن محمد بن القائم باللّه بسته او را المقتدى بامر اللّه گفتند و چون ابو جعفر هاشمى با مقتدى بيعت نمود به آواز بلند بگفت : « اذا مات منا سيد قام سيد » « 1 » و مقتدى فورا گفت : « قؤول بما قال الكرام فعول » [ وقايع فارس در روزگار ملكشاه و بركيارق ] در سال 470 واند : سلطان ملكشاه پسر عم خود را توران شاه پسر قاورد ، برادر الب ارسلان والى مملكت فارس نمود [ و او ] بعد از ورود به فارس باز مدار امور را به بزرگان شبانكاره واگذاشت ، هر يكى را در بلوكى به عاملى گذاشت و مدتها گذشت . و در سال 485 : سلطان ملكشاه ، جلال الدين پسر سلطان محمد الب ارسلان در بغداد وفات يافت بيست سال سلطنت كرد و سى و هشت سال از عمرش گذشته بود . در تاريخ كامل ابن اثير نوشته است « 2 » وسعت مملكت متصرفى ملكشاه ، از حدود ممالك چين تا اقصى بلاد شام و از مبادى بلاد اسلام از جانب شمال تا اقصى بلاد يمن بود . در تاريخ روضة الصفا نوشته است كه خواجه نظام الملك طوسى وزير سلطان ملكشاه ، برات مواجب ملاحان جيحون را به حواله انطاكيه شام نوشت و ملاحان استغاثه به بارگاه ملكشاه كردند ، ملكشاه از وزير پرسيد كه حكمت در اين چيست وزير جواب داد كه تا بعد از ما ، به ساليان دراز وسعت و فسحت مملكت سلطان بازگويند « 3 » . بعد از وفات ملكشاه سلطان بر كيارق پسر سلطان ملكشاه ، بعد از زحمات و جنگهاى بىپايان پىدرپى بجاى پدر نشست « 4 » . در سال 487 : ابو القاسم عبد اللّه المقتدى بامر اللّه ، وفات يافت نزديك به بيست سال زمان خلافت داشت و سى و هشت سال از عمرش گذشته بود « 5 » . و در همين سال [ 487 ] : ابو العباس احمد بن عبد اللّه مقتدى را به خلافت برداشته ، با او بيعت كردند و او را « المستظهر باللّه » گفتند « 6 » . و در همين سال [ 487 ] : كه تركان خاتون زوجه سلطان ملكشاه ، در اصفهان لواى سلطنت را براى پسر صغير خود محمود بن سلطان ملكشاه ، مىافراشت ، امير انزو « 7 » سلجوقى كه از امراى ملكشاه بود ، براى تسخير مملكت فارس در جمادى دويم با سپاهى فراوان از اصفهان روانه داشت و بعد از اطلاع توران شاه حاكم فارس پسر قاورد لشكرى برداشته به استقبال امير انزو آمد ، بدستيارى اميران شبانكاره انزو را شكست دادند ليكن تيرى به توران شاه رسيد كه بعد از ماهى

--> ( 1 ) . در كامل ، اين مصراع چنين است : ( اذا سيد منا مضى قام سيد ) . ( ج 8 ، ص 121 ) . ( 2 ) . ر ك : كامل ، ج 8 ، ص 163 . ( 3 ) . پيش از روضة الصفا ، اين حكايت در سلجوقنامه ( ص 31 ) و تجارب السلف ( ص 267 ) آمده است . ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 280 . ( 4 ) . ر ك : سلجوقنامه ، ص 35 . ( 5 ) . كامل ، ج 8 ، ص 170 . و تجارب السلف : ( وفات او در محرم سال 487 بود ) . ص 283 . ( 6 ) . در تجارب السلف آمده است كه در سال 499 با او بيعت كردند . ر ك : ص 288 . ولى ابن اثير سال بيعت با او را سال 487 مىداند . ر ك : كامل ، ج 8 ، ص 170 . ( 7 ) . در متن : ( انز ) تصحيح شد . صورت صحيح در كامل ، ( ج 8 ، ص 173 ) و تاريخ گزيده ( ص 440 ) ( انزو ) است .