ميرزا حسن حسينى فسايى
228
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
[ وقايع فارس در روزگار ابو الفوارس ] در سال 415 : ابو شجاع سلطان الدوله بن ابى نصر بهاء الدوله در شيراز به رحمت ايزدى پيوست « 1 » و خلف الصدقش ابو كالنجار در اهواز توقف داشت و ابو الفوارس برادر سلطان الدوله حكمران كرمان سبقت جسته زودتر از ابى كالنجار وارد شيراز گشت و بر اريكه سلطنت نشست « 2 » . پس ابو كالنجار لشكرى را فراهم آورده از اهواز قاصد شيراز شد و ابو الفوارس ابو منصور حسن بن على فسوى وزير خود را امير سپاه كرده به استقبال ابو كالنجار روانه داشت و بعد از تلاقى فيروزى و نصرت عايد ابو كالنجار گشته ، ابو منصور وزير شكست يافت و چون خبر شكست به ابو الفوارس رسيد ، شيراز را گذاشته به تعجيل به جانب كرمان شتافت و ابو كالنجار وارد شيراز گشته ، بر سرير سلطنت نشست و بعد از تمكن در مملكت فارس جماعتى از اهل حل و عقد و اعيان لشكر ديالمه از ابو كالنجار رنجيده ، نوشته به جماعتى از ديالمه كه در بلده فسا توقف داشتند و خود را از هواخواهان ابو كالنجار مىدانستند نوشتند و آنها را از سوء سلوك ابو كالنجار مطلع نمودند و اظهار دولتخواهى ابو الفوارس داشتند پس براى علوفه و مواجب بر ابو كالنجار شوريده ، ابو كالنجار مقاومت نكرده از شيراز به شهر نوبندگان رفت ، اقامت نمود و گرمى هواى نوبندگان ناسازگار شده ، ابو كالنجار و همراهانش مريض شده ، نقل مكان در شعب بوان كه يكى از چهار بهشت دنياست و به مسافت كمى از نوبندگان دور است نموده « 3 » ، بعد از حركت ابو كالنجار از شيراز ديالمه شيرازى و ديالمه فسوى ، نوشتهها به ابو الفوارس نوشتند و او را از كرمان به فارس آورده ، پادشاه مملكتش نمودند ، پس به توسط رسل و رسائل مملكت فارس به ابو الفوارس و خوزستان به ابو كالنجار قرار گرفت و ابو الفوارس شيراز را مقر سلطنت نمود و ابو كالنجار شهر ارجان را . چند ماهى نگذشت كه نقض عهد از هر دو جانب شده ، هر يك لشكرى فراهم آورده ، بعد از تلاقى ، ابو الفوارس شكست يافت و به جانب داراب برفت « 4 » و ابو كالنجار در شيراز متمكن گرديد ، پس ابو الفوارس تهيهاى ديد و جماعتى را فراهم آورد كه به شماره ده هزار نفر بودند ميانه بلوك بيضا و استخر با ابو كالنجار جنگ كرده باز شكست از جانب ابو الفوارس شده ، فرار نمود و به جانب كرمان رفت و ابو كالنجار در مملكت فارس بحكمرانى مشغول گرديد و اهل شيراز از ابو كالنجار كراهت خاطر داشتند « 5 » . و در همين سال از شدت سرما ، دجله بغداد و نهرهاى بزرگ پر از يخ شد و آب نهرهاى كوچك بتمامه يخ گرديد . در سال 418 : ابو كالنجار با جماعتى از شجاعان ديلم و فارس و ترك به جانب كرمان شتافت و كرمان را متصرف گرديد پس به صوابديد خيرخواهان عقد مصالحه فيما بين واقع گرديد كه كرمان با ابو الفوارس باشد و فارس و خوزستان با ابو كالنجار كه در سالى بيست هزار دينار به ابو الفوارس بدهد « 6 » . در اين سال [ 418 ] : در تمامت عراق عرب تگرگ باريد كه وزن يك دانه به دو رطل
--> ( 1 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 317 . در تاريخ گزيده ، تاريخ مرگ ابو شجاع در شعبان 416 است ( ص 423 ) . ( 2 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 317 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 172 . و كامل ، ج 7 ، ص 318 . ( 4 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 318 . روضة الصفا ، ج 4 ، ص 173 . ( 5 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 318 . ( 6 ) . ر ك : كامل ، ج 7 ، ص 328 .