ميرزا حسن حسينى فسايى

211

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

پياده شده كه استراحت كند و جمعى از همراهان او در كوهستان از تشنگى و گرسنگى بمردند و اين خبر به يعقوب رسيد ، سران سپاه خود را جمع كرده و قصه را بگفت و ابو بلال مرداسى را خواسته كه محمد بن و اصل چون غدر نمود ، البته به عقوبت آن گرفتار شود ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ - الْوَكِيلُ « 1 » ، فورا با سواران شيردل روى به جانب محمد بياورد و بعد از تلاقى ، بىدرنگ ، شكست بر سپاه محمد بن و اصل افتاد و فيروزى با يعقوب شده ، تمامت اموال محمد كه از عبد الرحمن بن - مفلح گرفته بود عايد لشكر يعقوب گرديد و محمد بن و اصل فرار نمود « 2 » . در سال 262 : يعقوب با سپاه خود « 3 » به جانب اهواز برفت و با لشكر معتمد خليفه جنگها كرده گاهى غالب و بيشتر مغلوب گرديد و محمد بن و اصل باز در مملكت فارس لواى اقتدار افراشت و معتمد فرمان حكمرانى فارس براى محمد بن و اصل فرستاد و يعقوب در اواخر اين سال از اهواز عود به فارس نمود . در سال 263 : به خيال تصرف اهواز افتاد چون به شهر نوبندگان « 4 » كه در آن زمان در كمال آبادى قصبهء شولستان « 5 » بود رسيد ، چندى توقف كرد ، عمال خليفه از اهواز و شوشتر بيرون رفتند و نواحى « 6 » در تصرف يعقوب درآمد « 7 » . در سال 265 : يعقوب در اهواز به مرض قولنج « 8 » مبتلا گرديد و در همين مرض رسولى از جانب معتمد خليفه نزد يعقوب آمده ، نامهء فرمانروائى مملكت فارس براى او آورد ، يعقوب رسول خليفه را خواست و شمشيرى و گردهء نان خشكى حاضر كرد و به رسول گفت : اگر از اين مرض ، مردم ، من از خليفه و خليفه از من آسوده است و اگر شفا يافتم ، اين شمشير ميانهء من و خليفه حكم است و روز ديگر بدرود زندگانى نمود « 9 » و عمرو بن ليث برادر يعقوب به جاى برادر نشست ، تمامت متصرفى او را كفايت نمود و عريضه ضراعت‌آميز ، خدمت خليفه فرستاد و عذر خواست و خليفه فرمان حكمرانى فارس و سيستان و سند و كرمان و اصفهان را براى عمرو بن ليث انفاذ داشت « 10 » . در سال 268 : محمد بن ليث كه عامل خراج فارس بود در اداى مال ديوان مسامحه نمود و عمرو بن ليث به فارس آمد با محمد بن ليث جنگ كرد ، غالب گرديد و محمد را اسير كرده

--> ( 1 ) . قسمتى از آيه 173 سوره آل عمران به معنى : ( خداوند ما را كفايت است و نيكو يارى خواهد بود ) . ( 2 ) . ر ك : كامل ، ج 3 ، ص 6 . ( 3 ) . در متن : ( سپاهخود ) . ( 4 ) و ( 5 ) . ر ك : حواشى و مقدمه همين كتاب . امروز بجاى شولستان ، ممسنى به كار مىرود . ( 6 ) . در متن ( و نوانواحى ) . ( 7 ) . ر ك : كامل ، ابن اثير ، ج 6 ، ص 14 . ( 8 ) . ر ك : كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 21 ، گرديزى در زين الاخبار علت مرگ يعقوب را چنين نوشته است : ( لشكر يعقوب بيشتر هلاك شدند و او هزيمت شد و از آن ننگ او را زحير گرفت و چون به جندىشاپور رسيد از آن علت زحير بمرد ) . ص 14 ، چاپ برلين . ( 9 ) . كامل ، تاريخ وفات يعقوب را نهم شوال 265 مىداند ( ج 6 ، ص 21 ) . ولى در تاريخ گزيده آمده است كه يعقوب مدت ده سال پادشاهى كرد و . . . در رابع عشر شوال 265 درگذشت . ( ص 372 ) . ( 10 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 22 .