ميرزا حسن حسينى فسايى

212

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و شهر استخر را غارت كرد و به شيراز آمد [ ه ] اقامت نمود « 1 » . در سال 271 : معتمد خليفه ، عمرو بن ليث صفار [ ر ] ا از آنچه به او داده بود معزول داشت « 2 » و خالد بن مخلد « 3 » را براى جنگ با عمرو ، با سپاهى فراوان ، روانه فارس داشت . بعد از ورود لشكر خليفه ، روز دهم ربيع الاول از اول روز تا ظهر جنگ بهم پيوست ، پس شكست عايد عمرو گشت و از معركه بيرون رفت ، باز تدارك كار خود را كرده ، استيلا يافت . در سال 272 : طلحه ابو احمد موفق برادر ابو العباس احمد ، معتمد خليفه « 4 » ، با لشكرى فراوان ، براى استيصال عمرو ليث به فارس آمد ، عمرو جماعتى از سپاه خود را به نواحى سيراف كه ساحل درياى فارس است فرستاد و پسر خود ، محمد بن عمرو را در ناحيهء ارجان گذارد و خود را مرد برابر موفق نديد ، به كرمان رفته از بيابان لوط به سيستان رسيد و موفق ، عامل بر مملكت فارس گماشته عود به دار الخلافه نمود « 5 » . [ وقايع فارس در روزگار المعتضد بالله ] در سال 279 : ابو العباس احمد المعتمد على اللّه ، خليفه عباسى ، زندگانى را گذاشته ره‌سپر آخرت گرديد و پنجاه سال و شش ماه از عمرش گذشته بود و بعد از وفات معتمد عقد خلافت و سلطنت را براى ابو العباس احمد بن ابى احمد طلحة الموفق بن جعفر المتوكل استوار داشته و او را ، المعتضد باللّه گفتند « 6 » . در سال 287 : عمرو بن ليث با اسماعيل بن احمد سامانى در نواحى بلخ جنگ كرده شكست خورده ، اسير گرديد و اسماعيل او را روانه بغداد بداشت و معتضد او را بعد از حبس بكشت « 7 » و از مآثر يعقوب ابن ليث صفار ، قصر يعقوب بلوك قونقرى « 8 » فارس است و از مآثر

--> ( 1 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 39 . ( 2 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 58 . بقول ابن اثير خليفه عمرو را عزل و لعن كرد و فرمان داد تا او را بر منابر لعن كنند . ر ك : طبرى ، وقايع سال 271 ( 3 ) . اين نام در كامل ، ( صاعد بن مخلد ) آمده است . ( ج 6 ، ص 58 ) . و طبرى هم ( صاعد بن مخلد ) آورده است . ر ك : طبرى ، ج 14 ، ص 279 . بنابراين آنچه در متن آمده است غلط است . صاعد بن مخلد بعدها از فارس فراخوانده شد و مورد غضب موفق قرار گرفت و اموال او و خاندانش مصادره شد . ( ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 60 ) . ( 4 ) . موفق كه اسمش طلحه باشد برادر خليفه پانزدهم عباسى المعتمد على اللّه بود كه اين‌دو و المعتز و المستنصر پسران جعفر متوكل بودند . الموفق با اينكه به خلافت نرسيد در ايام برادرش معتمد داراى هرگونه قدرت و اختيار بود و بقول صاحب تاريخ الفخرى ، در خلافت با وى شريك بود . ح 1 ص 29 ، تاريخ مختصر ايران ، هرن . ( 5 ) . خليفه پس از مدتى تمام حقوق و امتيازات عمرو را به او بخشيد ولى بقول هرن فرط كشورگيرى و حرص و تصرف اراضى كه او داشت باعث تزلزل وى گشت عمرو در سال 285 ماوراء النهر را از معتضد برادر معتمد خواست و بگرفت و اين عمل و ارسال منشور و هدايا براى خليفه خرج فراوان داشت . ر ك : زين الاخبار گرديزى ، ص 17 ، چاپ برلين . و تاريخ مختصر ايران ، هرن ، ص 29 و 30 . ( 6 ) . ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 73 : معتمد در يازده روز مانده از رجب در بغداد در نتيجه افراط در شرابخوارى درگذشت و در سامره دفن شد . ( 7 ) . در تاريخ گزيده آمده است : ( عمرو دو سال محبوس بود به وقت وفات معتضد به روايتى خادمى را فرستاد تا او را بكشت و به روايتى او را فراموش كردند و خوردنى ندادند تا بمرد ) . ( ص 375 ) و ر ك : كامل ، ج 6 ، ص 95 و 101 . ( 8 ) . ( ناحيه‌اى ميان شمال و مشرق شيراز ، از سردسيرات فارس . . . رودخانه‌اى به همين نام دارد و اهالى اين بلوك طايفه خلج است كه در اصل ترك هستند . ر ك : بلوكات فارس ، در همين كتاب .